کسانی که هم سن و سال من هستند ( و یا مسن تر) بیاد دارند که در تمامی عزاداریهای قدیم که روز تاسوعا برگزار میشد ، بحر طویل مشهور " شه با وفا اباالفضل " جایگاه ویژه ای داشت. رتیم زیبا و حماسی این بحر طویل ، وقتی با شور سینه زنی یا زنجیر زنی توام میشد ، کمتر دل و چشمی بود که بیتاب و نمناک نشه. این شعر و ریتم اونقدر تاثیرگذار بود که هنوز هم بعد از چند دهه ، در مجالس عزاداری خونده میشه. در طول این سالها نوحه در مدح حضرت اباالفضل علیه السلام زیاد شنیده بودم اما هیچیک از اونها نتونسته بود شور و هیجانی رو که بحر طویل " شه با وفا..... " در من ایجاد میکرد ، بوجود بیاره. اما شب تاسوعای امسال ( که بر خلاف چند ساله اخیر نتونستم به تهران برم ) بطور اتفاقی مداحی حاج محمود کریمی رو که در یک گوشی موبایل ضبط شده بود رو شنیدم :

زنم دم ز علمدار رشید حرم عشق

شه با کرم عشق

مه محترم عشق

صفای قدم عشق

همان یار که گشته صنم عشق

چکد از لب او بر لب پیمانه نم عشق

همان شاه که باشد سر دوشش علم عشق

نگار دل زارم

صفابخش مزارم

بجز عشق جمالش به دل خویش ندارم

قرارم

بهارم

شعارم

همه دار و ندارم

که باشد به شب اول قبرم به کنارم

دلم عاشق رویش

شدم بنده ی کویش

دلم بسته به مویش

قدح نوش سبویش

شتابان دل زارم همه شب جانب کویش

چنان برگ خزانی ست روان در دل جویش

ندارم بخدا جز هوس دیدن رویش

مرا کشته به والله علی واره ی خویش (khouyash)

ابوالفضل امیرم

امیر بی نظیرم

صفابخش ضمیرم

که جز عشق رخش در دل خسته نپذیرم

چه خوش باشد اگر باز زند با دو سه تیرم

که صیدش شوم و زیر قدمهاش بمیرم

ز غیرش همه سیرم

دل از مهر خدائی اباالفضل نگیرم

علمدار اباالفضل

سپه دار اباالفضل

جهانگیر و جهاندار اباالفضل

بود (bovad) دلبر و دلدار اباالفضل

مرا یار اباالفضل

مددکار اباالفضل

تپش های دل حیدر کرار اباالفضل

شده در حرم فاطمه پرگار اباالفضل

زنم جار اباالفضل

بود (bovad) عشق شرربار اباالفضل

بگوید سر دیوانه سر دار اباالفضل

سرم پر ز هوایش

دلم جای ولایش

غلامم به سرایش

همه هستی و دینم به فدایش

ربوده ز سر (sare) روح الامین عقل ، صدایش

بود (bovad) محور عرش ازلی دست جدایش

حسین ابن علی سوره ی توحید بخواند ز برایش

کسی نیست به پایش

به قربان لوایش

به قربان دعایش

دلم گشته خریدار بلایش

علمدار اباالفضل

سپه دار اباالفضل

زنم جار اباالفضل

به قربان گره بند قبایش

لقب باب حوائج

نسب باب حوائج

خداوند نجابت و ادب باب حوائج

دلم غرق کمالش

پریشان وصالش

دو ابروی هلالش

جمالش و کمالش

بود (bovad) زینب کبری همه جا محو جمالش

دلم بنده ی نامش

گرفتار مرامش

که افتاده به دامش

نه آدم نه سلیمان و نه لقمان

که موسی ست غلامش

حسین است کلامش

ببین حسن (hosne) ختامش

به زهراست سلامش

قیامت متجلی شود از وقت قیامش

تمامیّ بهشت است به نامش

زور بازوی علی اباالفضل

من خیلی تلاش میکنم تا در جلوی جمع احساسی نشم ، اما این مداحی کاری با من کرد که با هر بار شنیدنش ، از خود بیخود میشدم. نمیدونستم باید چکار کنم ، گریه کنم؟ چرخ مستانه بزنم؟ سینه بزنم؟ نمیدونم... فقط میدونستم که تمام ذرات وجودم با این شعر و نوحه ارتباط برقرار کرده و مرتب خودم رو همانند چند سال پیش ، در کنار حرم اباالفضل علیه السلام میدیدم. فقط میدونستم نمیتونم آروم بشینم.... برام زیارت ویژه ای که در حرم اباالفضل علیه السلام داشتم دوباره تکرار شد ؛ زیارتی که در اون یه نفر نوحه میخوند و من تنها کسی بودم که گوش میکردم و توی حال خاصی قرار گرفتم.

شعر این نوحه ، همان روح حماسی " شه با وفا .... " رو داره به اضافه ی اینکه خیلی عاشقانه سروده شده که در نتیجه ی اون ، شور و هیجان با مستی و دلدادگی توام میشه....