چندین سال قبل پروژه ای در قاره آفریقا اجراء شد به نام عینکهای یک دلاری. گروهی از متخصصین اروپایی که هم نوع دوست بودند متوجه شده بودند بسیاری از مردم فقیر آفریقا که مشکل ضعف بینائی دارند بدلیل فقر مادی قادر به تهیه عینک نیستند. این گروه از متخصصین عینکهای پلاستیکی طراحی کردند که قطر عدسی آن با اضافه و یا کم کردن آب به میان پلاستیک تغییر میکرد. با این روش آنها توانستند عینکهای بسیار ارزان تهیه کنند که تا حد قابل قبولی شرایط دید بهتری را بدست آوردند.

در کشور ما کسی منکر این نیست که کارائی وبهره وری بخش خصوصی بالاتر از بخش دولتی است اما دو نکته مهم در این بین وجود دارد که همه از آن باخبرند ولی خود را به نفهمیدن میزنند. اول اینکه بخش خصوصی در پاره ای موارد با استثمار و برده داری نوین ، سود اصلی حاصل از یک فعالیت اقتصادی را نصیب خود میکند و به برده هایش در مقابل کار طاقت فرسا ، اندک حقوقی و اندکتر مزایایی پرداخت میکند. احمقهایی از بخش خصوصی اینکار را زرنگی ، و نادانانی آن را کارائی می نامند. اما این ، پا گذاشتن بر دوش دیگران برای بالا رفتن از نردبان به اصطلاح ترقی است.

نکته دیگر اینکه متاسفانه گروهی از فعالان بخش خصوصی ، در هر زمان که میدان فعالیت اقتصادی را بدون رقیب ببیند ، خو و خصلت انسانی را به کناری می نهند و سعی میکنند یک شبه ره صد ساله را طی کنند. رقابت ناسالم اقتصادی بین بخش دولتی و بخش خصوصی همیشه در این کشور وجود داشته است ولی اینکه کسی ادعا کند همیشه در این دعوا و رقابت ، بخش دولتی مانع فعالیت بخش خصوصی شده ، ادعایی پوچ است. موارد زیادی را میتوان همه روزه مشاهده کرد که با یک لابی بخش خصوصی و هماهنگی بین دوستان و شریکان اقتصادی ، قیمت یک کالا یا فراورده به ناگهان در بازار بالا میرود. این قبیل مشکلات باعث شده تا در برخی موارد دولت به جای برنامه ریزیهای کلان ، در نقش یک بنگاه تجاری اقدام به واردات کالاهایی نظیر مرغ و گوشت و میوه .....کند. قصدی برای ورود به مباحث سیاسی و یا اقتصادی ندارم. اما هستند کسانی که فعالیت اقتصادی را فقط و فقط از منظر بدست آوردن ثروت در کوتاه مدت میبینند و چنانچه در این کار موفق نشوند ، آسمان و زمین را به هم می بافند و همه را مقصر میدانند که چرا میدان را برای کار آنان تنگ کرده اند؟! این نگرش حتی در جامعه اقتصادی کوچکی مثل نجوم ایران هم به راحتی و بوضوح قابل مشاهده است و نمونه های زیادی را میتوان مثال زد که چگونه گروهی که هم اینک در تجارت شریک هم محسوب میشوند و سود متقابل به یکدیگر میرسانند ، این بازار اقتصادی کوچک را در قبضه خود درآورده اند و اجازه فعالیت به دیگران نمیدهند و اگر کسی بنای اعتراض به این رویه را داشته باشد آنچنان ندای مظلومیت برمی آوردند که دل عالمی از قصه ی این غصه کباب میشود.

بله ؛ فاصله بین حرف تا عمل به اندازه فاصله ناهید تا مشتری است ؛ اگر چه به ظاهر این دو در بامداد جمعه 12 بهمن در کنار یکدیگر دیده شوند.