ساعتم رو برای 05:15 بامداد تنظیم کرده بودم. اما در ساعتهای 03:30 ، 04:00 و 04:48 از خواب بیدار شدم. هلال امروز آنچنان هم بحرانی نبود ولی نمیدونم چرا انتظار رصد این هلال نمیگذاشت بخوابم. بلاخره هم ساعت 05:10 بیدار شدم و به ساعتم گفتم لازم نیست شما خودتون رو به زحمت بندازین ؛ خودمون بیدار شدیم. ساعت 06:00 صبح به کوه صفه رسیدم. هوا بس ناجوانمردانه سرد است ؛ زمستان است....

دمای 11 درجه زیر صفر با وزش باد ، احساس سرمای 16 درجه زیر صفر رو بوجود میاورد ( فکر نکیند که من ابزار هواشناسی هم همراه داشتم ؛ خیر. این اطلاعات دقیق مربوط به سایتهای اینترنتی است ). چند صد متری رو پیاده رفتم تا به رصدگاه برسم. در همین مسافت کوتاه ، پوست صورتم از سرما به سوزش افتاد. در رصدگاه یه چفیه روی سرم گذاشتم و بعد کلاه بافتنی رو روی اون کشیدم. یه بادگیر و یه اورکت هم پوشیدم تا بتونم حدود 1 ساعت در اون سرما ، با آرامش به رصد بپردازم. با روشن شدن تدریجی هوا مشخص شد که افق شرقی رصدگاه آکنده از غبار شده. با گذشت زمان بر تراکم و ارتفاع غبار افزوده میشد.

هر از گاهی برای عکس گرفتن ناچار بودم دستکش هام دربیارم . نوک انگشتان دست و پام بشدت میسوخت ( با گذشت 7 ساعت هنوز هم انگشتانم میسوزند و درد میکنند ). هلال در پس اون لایه های غبار خیال خودنمایی نداشت. داشتم ابزارم رو جمع میکردم که طلوع خورشید آغاز شد. شکل کج و معوج خورشید در هنگام طلوع جالب بود. دوباره دوربینم رو سرپا کردم تا از این منظره هم عکس بگیرم. یکی از این عکسها در نشونی زیر منتشر شده :

http://helalemah.ir/view.aspx?_ID=426