شنبه 18 اسفند : بعد از ظهر ، برای آخرین بار به ملاقات پدر رفتیم. مانند این روزهای آخرین ، از پشت پنجره نظاره گر خواب آرام او بودیم. در آخرین دقایق این ملاقات یک طرفه ، اتفاقی افتاد که نمیدانم چگونه باید آن را تعبیر کنم. پدر حدود 7 روز بود که در بیهوشی کامل قرار داشت. در طی این هفت روز ، هیچ نگاهی ، هیچ کلامی و هیچ حرکتی نداشت. اما در این آخرین دقایق آخرین دیدارمان ، برای لحظاتی چشمانش را به آرامی باز کرد....

 

فرزندانم خوشحال شده بودند و مرتب میگفتند حال بابا جون داره خوب میشه.... و به او - که گویا باز در تلاش برای باز کردن چشمانش بود- سلام میکردند.... پس از چند هفته بیماری ، این اولین ملاقات همسر و فرزندان من با پدر بود و گویا در این چند روز آخر ، او چشم انتظار دیدار آنان.... پدر دیگر چشم باز نکرد و ما خوشحال از این نیم نگاه واپسین و با آرزوی بهبودی بیشتر و سریعتر او ، راهی اصفهان شدیم..... آخر شب ، خسته از راه طولانی به منزل رسیدیم. ای کاش این شب ، سحر نمیشد.....

یکشنبه 19 اسفند : در همان آغازین لحظات روز ، همسرم تماس گرفت و گفت از تهران تماس گرفته اند و میگویند حال پدر دگرگون شده ؛ باید تماس بگیری. تماس میگیرم. قبل از اینکه مادرم چیزی بگوید ، از صدای شیون و گریه ای که میشنوم...... پدر ، همیشه باعث دلگرمی و قوت قلب است. حتی اگر خودت پدر باشی ، باز هم پدرت ، تکیه گاه و پشت و پناهت است. احساس تنهایی ، امانم را بریده.....باز راهی تهران میشویم ، اما با چه حالی؟ در طول راه فقط به این فکر میکنم که چگونه میتوانم پای در خانه ای بگذارم که تا کنون روشن به نور مهر پدر بوده است ، و حالا...... به درب منزل میرسم. توان پیاده شدن ندارم......

دوشنبه 20 اسفند ، بهشت زهرا ، تهران

 پدر؛ برای ما سخت بود که ببینیم در این مدت بیماری ، تو رنجوری و ما علیرغم تمامی تلاشی که کردیم نتوانستیم تسکینی برای دردت بجوئیم. معترفیم که هیچگاه نتوانستیم ذره ای از لطف و کرم و بزرگواری تو را جبران کنیم و از این بابت ، تا آخر عمر شرمنده ی تو هستیم. اما پدر ؛ میدانی که همه ی ما از صمیم قلب تو را دوست داشتیم ، به وجودت افتخار میکردیم و سعی میکردیم موجبات خشنودی تو را فراهم کنیم. تو را به بزرگواری و گذشت همیشگی ات قسم میدهم از ما راضی باش و کاستیهایی را که ناخواسته در حق تو روا داشته ایم بر ما ببخش......

آرام بخواب پدر.... روحت غریق دریای بیکران رحمت الهی و بهشت رضوان جایگاه ابدیت باد ، انشاءالله.....