با طلوع دوباره ی خورشید ، روزی نو را آغاز کردم ؛ آغاز فعالیت رسمی و جدی اداری ، پس از یک تعطیلی طولانی مدت. تنها سفر ایام نوروز خانواده ما ، مسافرت یک روزه به شهرستانهای بادرود و کاشان بود. تصمیم داشتیم به همراه جمعی از بستگان به زیارت مرقد امامزادگان محمد و آقا علی عباس در شهرستان بادرود و مشهد اردهال برویم ، اما پس از عزیمت به بادرود ، مقصد بعدی ما تغییر کرد و به کاشان رفتیم.

 در بادرود خیلی دوست داشتم روز تپه های شنی کویری پیاده روی کنم اما همراهان بیشتر آبشار و رودخانه را ترجیح میدادند! از جمع هم که نمیشد جدا شوم. در کاشان ، گشتی کوتاه در شهر زدیم و از خانه بروجردی دیدن کردیم. معماری فوق العاده ای داشت و ساختمانی بسیار مناسب و زیبا و متناسب برای سرزمین گرم و تفتیده ی کاشان. در محوطه حیاط هوا گرم بود اما وقتی به زیر زمینها می رفتیم ، احساس میکردیم کولر گازی روشن است ؛ محیطی کاملا" دنج ، سنتی و سرد. این منزل متعلق به یکی از تجار فرش بوده است. در سقف شاه نشین سالن پذیرائی اصلی ، نقش فرش کاشان را با گچ بری هنرمندانه ای ، طراحی کرده بودند. از باغ تاریخی فین هم بازدید کردیم. ازدحام جمعیت مانع از آن شد تا با دقت از بخشهای مختلف دیدن کنیم. آنچه باعث تاسف بود ، حجم زیاد زباله ای بود که توسط بازدید کنندگان در کوچه ها و خیابانهای اطراف باغ و در مواردی حتی داخل باغ ریخته شده بود.

مسافرتهای دست جمعی ، شور و حال زیادی به همراه دارد. فقط کافی است کمی منعطف باشیم تا لحظه لحظه ی این مسافرتها برایمان خاطره شود. لازم نیست همه چیز از پیش تعیین شده باشد. باید قدری هم به رویدادهایی دل بسپاریم که در طول سفر پیش می آید ( مثل ما که به قصد مشهد اردهال از بادرود خارج شدیم اما از کاشان سر درآوردیم).

به هر صورت ، با سپری شدن ایام نوروز و تعطیلات مربوط و نامربوط به آن ، کار جدی را شروع کردم. برنامه های مهمی در این سال در دستور کارم هست و امیدوارم بتوانم به تمامی آنها جامه ی عمل بپوشانم ، انشاءالله