خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

موقع سحر امروز یه بار دیگه توجهم به یه صدای یکنواخت اما مهم و دلنشین جلب شد...

پوم تاک ، پوم تاک ، پوم تاک ، پوم تاک.....

ضرب آهنگ حیات هر چند تکراریه ، اما در پس هر فراز و فرودش یه خلق جدید و یه زندگی نهفته شده. شنیدن این صدای نشونه ی اونه که جسمی که صدا در اون تولید میشه هنوز حیات مادی داره. این صدا یه پیامه ، هنوز خون زنگی در رگها میدوه و پیام جاودانگی رو در گوش یکایک سلولهای بدن فریاد میزنه.... شنیدن این صدا برام هم جذاب بود و هم ترسناک. این حرکت و صدای یکنواخت زندگی ، بر اثر یه ولتاژ بسیار ضعیف الکتریکی ( که بر اثر یه فعل و انفعال شیمیائی خاص در قلب ایجاد میشه) تولید میشه. یه اختلال خیلی کوچیک الکترونیکی میتونه نظم این کار رو بسادگی آب خوردن بهم بزنه. خیلی جالبه..... زندگی آدم به چه چیزهای ظریفی بند شده.....

این صدای یکنواخت پوم تاک نشونه زنده بودن جسمه ( البته بشرطی که طرف مرگ مغزی نکرده باشه ) نشونه ی زنده بودن روح چیه ؟ چه جوری میشه ضرب آهنگ زنده بودن اون رو شنید ؟ چه جوری میشه طنین نیاز به جاودانگی رو در روح دید؟

( این نوشته رو در یکی از سحرهای ماه رمضان تهیه کردم ولی تا امروز فرصتی برای درج اون در وبلاگ پیدا نکرده بودم )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ