پس از دو هفته دست و پنجه نرم کردن با بیماری ، غروب روز گذشته مجددا" برای پیاده روی به کوه صفه رفتم. در 7 روز اول دوره بیماری مشکل تنفس و ضعف داشتم که این مشکل در 7 روز دوم تا حد زیادی برطرف شد اما چون بنا بود برای اطمینان بیشتر از سلامت قلبی ، تست ورزش بدم ، پیاده روی را به بعد از این آزمایش محول کردم. دوشنبه بعد از ظهر برای تست رفتم.

 

10 چسب لید به نقاط مختلف سینه ام چسبوندند و آنها را بوسیله سیم به یک سیستم سیگنال 10 کاناله وصل کردند. به محض وصل شدن سیمها و در حالیکه هنوز روی صندلی نشسته بودم ، دیدم ضربان قلبم بیشتر 100 ضربه در دقیقه است. در همین لحظه یک متخصص قلب به داخل اطاق آمد و وقتی وضعیت ضربان قلبم رو دید گفت باید معاینه بشم و هی مرتب میپرسید ناراحتی و دردی در سینه نداری؟ دارویی مصرف کردی ؟ سیگار میکشی؟ و .... پاسخهای من تماما" منفی بود. پس از یک معاینه ی مقدماتی ، اجازه دادند بر روی دستگاه تردمیل قرار بگیرم. حرکتم رو آغاز کردم. دوست داشتم زیر چشمی به وضعیت ریتم و تعداد ضربان قلبم نگاه کنم اما اون آقای دکتر جایی نشسته بود که نمیشد. به هر حال ؛ با گذشت زمان ، چندین بار اپراتور دستگاه از من پرسید مشکلی نداری؟ من هم هی میگفتم نه! ( از نفر قبلی من که یه پیرمرد بود این سوال رو نپرسیدن. برای همین من حدس میزدم احتمالا" یه مشکلی در قلبم دارم )

 

خلاصه ؛ مدت زمان آزمایش که تمام شد و دوباره نشستم روی صندلی ، چشمم به مونیتور دستگاه افتاد که ضربان قلبم رو 165 ضربه در دقیقه نشون میداد ! یعنی یه چیزی توی مایه های قلب گنجشکی که در دستان صیاد بال بال میزنه!! چند دقیقه هم من رو هم روی صندلی نگه داشتند تا ریتم کاهش ضربان قلب مشخص بشه. در تمام مدت آزمایش فشار خونم رو هم کنترل میکردند که در شروع 12 روی 8 بود و در اوج کار به 16.5 روی 11 رسید. در پایان آزمایش گفتند قلب شما سالمه و بطور طبیعی کار میکنه ، خوش اومدید!

 

برای نوشتن این پیام  سری به اینترنت زدم که بتونم توضیحات بالا در مورد تست ورزش رو بنویسم. وقتی لینکهای مربوط به تست ورزش رو میخوندم ، دیدم این ضربان زیاد قلبم و حالت ضربه ها (‌که انگار قلبم داره با مشت به سینه ام میکوبه تا سینه ام رو باز کنه و قدری هوا بخوره !! )‌ شبیه علائم تپش قلب است. تپش قلب رو هم جستجو کردم و با خوندن مطالب مرتبط متوجه شدم تمام علائم بیماری که در این مدت داشتم ، همه و همه نشانه های تپش قلب است. افت قند خون یکی از دلایل تپش قلبه که میتونه تنگی نفس ، درد قفسه سینه و احساس وقوع مرگ رو بوجود بیاره. توی این مدت وقتی یه بار مشکلم حاد شد ، به طور اتفاقی یه استکان آب قند خوردم که عین آب و آتش عمل کرد و آروم شدم. بعد از این تجربه موفق ، هر شب با خوردن یه استکان آب قند به خواب میرفتم. بعضی وقتها هم یه پارچه رو خیس میکردم و موقع خواب اون رو روی بدنم می انداختم . با خنک شدن بدنم ، خیلی سریع آروم میشدم و میخوابیدم . امروز در این سایتها خوندم که این هم یکی از روشهای جلوگیری از بروز تپش قلب است ( ما هم یه پا دکتر بودیم و خبر نداشتیم !! ).

 

گویا تا الان همه چیز بخیر گذشته ؛ هر چند که آدمی از یک دقیقه بعد خودش ، اصلا" خبر نداره....

دامن تدبیر را دادم زکف

رشته ی تقدیر در پای من است