خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

کوه گشت امروزم رو شبانه انجام دادم. ساعت 21 به کوه صفه رفتم و ساعت 22 بازگشتم. کوه خلوت بود و فضای بخشهایی از مسیر با صدای جیرجیرکها ، حال و هوای دیگری یافته بود. در نمیه راه ، قسمتی بود که پس از گذر از کنار یک نورافکن ، وارد تاریکی میشدم. با عبور از این قسمت ، سایه ای شارپ و سیاه از من روی زمین و در جلوی رویم افتاد. وقتی به سمت این سایه حرکت میکردم سایه از من دورتر و دورتر میشد. هر چه سرعت بیشتری میگرفتم ، این سایه از من فرار میکرد و دورتر میرفت. اما وقتی رو به عقب حرکت میکردم و میخواستم از سایه ام دور شوم ، او به من نزدیک میشد........ تمثیلی ساده از حالت عاشق و معشوق را امشب در سایه ام دیدم........

 

 

امشب حال غریبی دارم...... اما دلیلش رو نمیدونم.......

 

 

گوش کنید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٧ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ