خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

عصر دیروز راه ناتمام کوه پیمایی هفته ی پیش رو به سرانجام رسوندم. برای اینکه انرژی خودم رو به درستی استفاده کنم و دیرتر خسته بشم ، راه پیمایی اولیه رو به آرامی و نرمی انجام دادم تا از ورودی صفه طی 32 دقیقه به بالای گردنه ی باد رسیدم. از اینجا به بعد باید مستقیما" از کوه بالا میرفتم. اوایل مسیر ، خاکی بود و با شیبی تند و بعد هم سنگ نوردی با زاویه ای بسیار زیاد. دیدن چند خانم و آقای دیگه که جلوتر از من داشتند صعود میکردند این نوید رو به من میداد که یا کار من و اونها عاقلانه است و یا اینکه ، من تنها مجنون این شهر نیستم!!

 

 

صعود به بالاترین نقطه کوه صفه اصفهان 35 دقیقه طول کشید. در بالای کوه اثرات باقیمانده از یک دژ نظامی باستانی ( شاه دژ ) در گوشه و کنار دیده میشد. وقتی به اون بالا رسیدم ، در سایه ی یه تخته سنگ نشستم و به منظره ی شهر نگاه کردم. مرکز ادیب بخاطر قرار گرفتن در کنار باند فرودگاه نظامی به خوبی قابل تشخیص بود. دوست داشتم با دوستانم در مرکز تماس بگیرم و ازشون بخوام با تلسکوپ یه نگاهی به این بالا بندازند تا ببینند که هنوز هم دود از کنده بلند میشه ( خدائیش اونقدر گرمم شده بود و نفس نفس میزدم که عین سونای بخار در حال تعریق بودم ). 25 دقیقه طول کشید تا از بالای کوه به ورودی ایستگاه دوم تله کابین رسیدم. میخواستم با تله کابین برگردم اما پشیمون شدم ؛ پیاده برگشتم پایین. تصمیم خوبی بود ؛ هم مقداری بذر گل جمع کردم و هم اینکه در راه آقای محمد رحیمی رو دیدم.

 

 

برگشت به پایین ، حدود 40 دقیقه زمان برد. خیلی خسته بودم . در مدت برگشت هر وقت به بالای کوه نگاه میکردم با خودم میگفتم " اگه هوسه ، یه بار بسه!! " . اما لذت انجام اینکار برام اونقدر زیاد بود که تصمیم گرفتم در هر هفته حداقل یک بار این پیاده روی و کوهنوردی سنگین رو انجام بدم.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ