یکشنبه 7 مهر

 

آخرین روزه ماه رمضان امسال رو به پایان رساندم و افطار کردم و بعد ، بلافاصله برای شرکت در برنامه های مربوط به رصد هلال شوال 1429 عازم تهران شدم. جاده خلوت بود و من هم تنها. یکی از نوارهای مربوط به نماز قبام ( که در ایام ماه مبارک رمضان و در کشورهای اسلامی اهل سنت برگزار میشه و طی اون هر شب یک جزء قرآن در نمازهای پی در پی دو رکعتی خونده میشه ) رو در پخش ماشین گذاشته بودم و گوش میدادم. قاری ، شیخ ادریس ابکر بود و سوره های هود و یوسف را قرائت میکرد ؛ قرائتی شبیه به ترتیل. در پایان سوره یوسف ، قنوت آخرین رکعت نماز قیام ( که یک رکعتی است ) خوانده میشد. در این قنوت ، قاری دعا میکرد ؛ چه دعاهای زیبا و سوزناکی. در بخشی از این دعا ، قاری بخشی از آیه 186 سوره بقره را یاد آوری کرد : " و اذا سالک عبادی عنّی فانّی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان ... چون بندگان من در باره من از تو بپرسند بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ میدهم....." او سپس 3 بار با صدای بلند ، لرزان و توام با اشک فریاد زد " یا قریب یا قریب یا قریب.....". با اینکه به زبان عربی تسلط ندارم اما بسیاری از دعاهای او را می فهمیدم و با آن ارتباط برقرار میکردم.

 

حدود نیمه شب به نزدیک بهشت زهرا رسیده بودم. برای مرحوم پدرم فاتحه ای خواندم و بسرعت به سمت دفتر محل اقامتم رفتم. ساعت 01:00 بامداد دوشنبه به خواب رفتم.

 

 

 

دوشنبه 8 مهر

 

به عادت این ایام ، هنگام سحر و در ساعت 03:15 از خواب برخاستم. مسافر بودم و نمیتوانستم روزه بگیرم اما دوست داشتم هم از حال و هوای سحر بهره مند شوم و هم ساعات غذا خوردم را مطابق با روزه داری دیگران تنظیم کنم. سحری مختصری ( نان و ماست ) آماده کردم و همزمان ، پای برنامه ماه خدا که از شبکه یک پخش میشد نشستم. مجری توانمند برنامه اشاره ای به روز قیامت داشت و اینکه گروه گروه از مردمانی که در دنیا دارای صفات نیکو بوده اند فرا خوانده میشوند و بدون سوال و جواب به بهشت می روند ؛ متقین ، صابران و ..... مجری گفت در قیامت خطاب میرسد همسایگان خدا به پا خیزند و به بهشت روند. سوال میشود اینان چه کسانی هستند؟ خطاب میرسد همسایگان خداوند کسانی هستند که در دنیا نسبت به خلائق مهربان بوده اند...... عجب حال و هوایی دارد این سحرهای ماه رمضان و افسوس که بجز این سحر ، فقط یک سحر دیگر باقی مانده است...

 

 

پس از 2.5 ساعت استراحت از خواب برمیخیزم و خود را برای روزی پرکار آماده میکنم. ساعت 08:30 به جام جم میروم تا در یک مصاحبه رادیویی با دوست ارجمندم سیاوش صفاریان پور شرکت کنم. فکر میکردم موضوع مربوط به هلال شوال است اما با حضور در محل استودیو متوجه شدم برنامه ی کاشفان جهان است و بنا دارند به مناسبت در پیش بودن سال جهانی نجوم ، با بنده هم به عنوان یک رصدگر غیر حرفه ای گفتگو کند. راستش خودم رو در این حد و اندازه ها نمیدوم ولی دیگه در مقابل کار انجام شده قرار گرفته بودم. مصاحبه در دو بخش انجام شد. بخش اول به موضوع تاسیس مرکز آموزش نجوم ادیب اختصاص یافت و بخش دوم به موضوع فعالیتهای بنده در زمینه رویت هلال. هر دو مصاحبه ( بخصوص اولی ) باعث شد که خاطرات قدیمی رو بار دیگه مرور کنم. خواهش کردم زمان پخش این قسمت رو به من اعلام کنند تا از اعضای مرکز بخواهم به اون گوش کنند ؛ شاید این سخنان در موقعیت کنونی مرکز نکات مفیدی را برایشان داشته باشد.

 

 

ساعت 11:00برای پیگیری کارهای رصد به ستاد استهلال میروم. برخی هماهنگیها انجام میشود. نزدیک نماز ظهر است و برای نماز جماعت به حسینیه امام خمینی میروم. جمع زیادی از دانش آموزان تهرانی برای اقامه نماز به این محل آمده اند. موذن خوش صدایی ، اذان گفت. مسولین رده بالای کشوری و لشکری یکی بعد از دیگری وارد میشوند. همهمه و سر و صدای دانش آموزان به ناگهان زیاد میشود. حضرت آیت الله خامنه ای وارد حسینیه میشوند و آماده برای اقامه نماز. انتظار دیدار که در چهره بسیاری از افراد حاضر در این جسینیه دیده میشد ، دیدنی بود.... انتظار دیدار...... نماز ظهر و عصر بود و حمد و سوره باید آهسته قرائت میشد. اما صدای مقام معظم رهبری در سایر بخشهای نماز شنیده میشد ؛ قرائتی دلنشین و فوق العاده تاثیرگذار ؛ میشد احساس کرد که داریم نماز میخوانیم.......

 

 

برای حضور در پرواز آزمایشی ساعت 15:00 به پایگاه مربوطه عزیمت کردم. در این رصد در خدمت دوستان گرامیم آقایان مرزانی ، نیری و دانشی نسب خواهم بود. پس از حضور در پایگاه و برگزاری یک جلسه توجیهی با حضور کادر محترم پرواز ، به سمت هواپیما رفتیم. دوربینهای دوچشمی خود را تنظیم کرده و سوار میشویم. بنا است از تهران به سمت ساوه برویم و رصد را در فاصله بین ساوه تا کرمانشاه انجام دهیم. بنده و آقایان مرزانی و دانشی نسب کار رصد و آقای نیری کار محاسبات را انجام میدهند. در زمان پیش بینی شده ی مقرر ، غروب خورشید را بر فراز ساوه دیدیم و حرکت به سمت کرمانشاه را آغاز کردیم. افق بسیار عالی بود ؛ فقط نیم درجه غبار داشتم. هواپیماهایی که در دوردستها در حال پرواز بودند در میدان دید دوربین های دوچشمی ما بسیار شارپ و واضح دیده میشد و این نشان میداد که کیفیت شیشه مقابل ما بسیار عالی بود. اگر فردا هم شرایط جوی به همین گونه باشد رویت هلال قطعی خواهد بود. مسیر را تا کرمانشاه ادامه دادیم و سپس به تهران بازگشتیم. به همراه دوستان روزه دار ، افطار را در هواپیما صرف کردیم.

 

 

برای شرکت در برنامه تلویزیونی آسمان شب سریعا" به جام جم میروم. برای هماهنگی داخل بردن ابزار مورد نیازم قدری معطل شدم. شماره آقای صفاریان پور هم جواب نمیدهد. بالاخره داخل میروم. برادر دوقلوی سیاوش ( جناب آقای فوأد صفاریان پور ) به استقبالم می آید. متوجه میشوم سیاوش با مشکلی در قلب خود مواجه شده و برای کنترل به بیمارستان رفته است. نگران میشوم اما بحمدالله خطری متوجه ایشان نیست. در هنگام ضبط رادیویی صبح هم یکبار بخاطر اینکه احساس میکرد قلبش ناراحت است ضبط را متوقف کرده بود.

برنامه با 45 دقیقه تاخیر آغاز شد و به همین خاطر مثل همیشه با چهره ای خسته در مقابل دوربین قرار گرفتم. سعی کردم اطلاعات مختصر و مقیدی در باره هلال شوال در اختیار بینندگان برنامه قرار دهم.

 

 

ساعت 23:30 به دفترم بازگشتم. فیلم مربوط به پرواز آزمایشی امروز را بطور کامل و با دقت مرور میکنم. باید در مورد زمانبندی پرواز ، اصلاح احتمالی مسیر و تقسیم کار بین تیم رصدی تصمیم بگیرم. تا ساعت 01:00 بامداد اینکار را به اتمام رساندم و ساعت 01:30 به خواب رفتم.

 

 

سه شنبه 9 مهر

 

ساعت 03:15 بر می خیزم. برای سحری ، باقیمانده ی همان نان و ماست شب قبل را استفاده کردم. این آخرین سحر ماه رمضان است. مجری برنامه ماه خدا از وداع میگوید. بینندگانی تماس گرفته اند و در فارغ ماه رمضان اشک میریزند. هر چه از حزن و اندوه این سحر بگویم ، کم گفته ام. نمیدانم چه کار کنم. دلم نمی آید دعاهای مربوط به وداع با ماه رمضان را بخوانم. قرآن تلاوت میکنم اما آرام نمیگیرم......

 

 

با 2.5 ساعت استراحت ، آماده رفتن به ستاد استهلال میشوم. نقشه ای را برای نشان دادن نتایج رصدها آماده کردم. به دست اندرکاران دریافت گزارشها پیشنهاد کردم برای اینکه مسئولین ستاد خیلی سریع از نتایج رصدها آگاه شوند با استفاده از برچسبهای رنگی ، نتیجه رصد هر گروه و محل استقرار آنها را بر روی نقشه علامت گذاری کنند ؛ رنگ سبز برای رویت هلال در روز ، رنگ آبی برای رویت هلال پس از غروب خورشید ، رنگ قرمز برای عدم رویت و شرایط نامناسب جوی و رنگ صورتی برای عدم رویت و شرایط جوی مناسب. محاسبات مربوط به پرواز را انجام دادم. تصمیم گرفته بودم رصد را بجای ساوه ، از جنوب ورامین آغاز کنیم. اینکار باعث میشد تا مدت زمان مکث هلال برای ما حدود 31 دقیقه شود. با آقای نیری نیز تلفنی در این رابطه مشورت کردم. آخرین تصمیم در مورد مسیر و زمان آغاز پرواز را به اطلاع پایگاه رساندم. هنوز چند ساعت وقت داشتم. سری به اینترنت زدم. خبر نداشتم که در عربستان گروهی مدعی رویت هلال در شامگاه دوشنبه شده اند!! باز هم خطای رویت در کشور عربستان ، صدای منجمین و کارشناسان کشورهای اسلامی و عربی را درآورده بود. تعدادی از این نظرات را در اختیار مسئولین محترم ستاد قرار دادم. همچنین گزارشهای عدم رویت هلال در شامگاه دوشنبه ( که از کشورهای مختلف اعلام شده بود ) را دسته بندی کرده و در اختیار مسئولین قرار دادم. گروه بندی شهرهایی که معدل پارامترهای رویت پذیری هلال در آنها با هم برابر ( و یا بسیار به هم نزدیک است ) را نیز آماده کردم. 

 

 

ساعتی از ظهر گذشته بود که دو گزارش رویت هلال در روز را دریافت کردم. هلال شوال در رصدخانه نیاسر کاشان با تلسکوپ 16 اینچ و در مارچینان اصفهان با دوربین دوچشمی 15x70 رویت شده بود. با رصدگران هر دو گروه صحبت کردم و دو برچسب سبز رنگ بر روی نیاسر و مارچینان چسباندم. خبر خوبی برای اعضای ستاد بود. بدترین خبری که امروز دریافت کردم ، خبر کسالت جناب آقای میر سعید بود. 

ساعت 15:30 ستاد را به قصد پایگاه ترک کردم. در همان ابتدای مسیر با دوست ارجمندم جناب آقای میر سعید تماس گرفتم و جویای احوال اشان شدم. الحمدالله مشکل پیش آمده هر چند باعث آسیب ایشان شده اما مانع حضورشان در ستاد و نیز رصد هلال شوال نخواهد شد. ایشان در این گفتگو ضمن اینکه خبر رویت هلال توسط جناب آقای مهندس رستمی را دادند اشاره کردند که خوشان هم توانسته اند چند ثانیه ای هلال ماه را در روشنایی روز با دوربین دوچشمی ببینند ، اما مثل همیشه و برای اینکه مبادا سوء تفاهمی بوجود آید فرمودند که قصد ندارند این گزارش را اعلام و ارسال کنند. خدمت ایشان عرض کردم که چند ثانیه رصد و یقین جناب میر سعید ، برای بنده همانند آن است که خودم ساعتها هلال ماه را ببینیم ، اما به هر حال صلاح نمیدانستند که اینکار را انجام دهند.

 

 

راس ساعت مقرر به همراه سایر دوستان سوار هواپیما شدیم. بنا شد بنده و آقای دانشی نسب کار رصد ، آقای مرزانی کار فیلمبرداری و آقای نیری کار محاسبات را انجام دهیم. وقتی همزمان با غروب خورشید بر فراز ورامین قرار گرفتیم ، متوجه وجود 4 تا 5 درجه غبار در افق غربی و در محل حضور ماه شدیم. از همان ابتدای مسیر تا پاین آن ( در غرب کرمانشاه ) هیچگاه ارتفاع این غبار کاهش نیافت و متاسفانه ما قادر نشدیم علیرغم هماهنگی بسیار عالی که با تیم پروازی داشتیم و نیز علیرغم برنامه ریزی دقیقی که انجام داده بودیم ، هلال ماه را رویت کنیم.

 

 

حدود ساعت 20:00 و بلافاصله پس از مراجعت از پرواز به ستاد ستهلال بازگشتم . در بین راه موبایلم یک سره زنگ میخورد و SMS دریافت میکرد. از طریق رادیو متوجه شدم هنوز عید اعلام نشده است. وقتی به ستاد رسیدم و به نقشه نگاه کردم دلیل اینکار را متوجه شدم. در اکثر نقط کشور رصدگران با شرایط نامناسب چوی مواجه شده بودند چندین گزارش رویت هم دریافت شده بود که شمالی ترین آنها مربوط به همان رویت در رصدخانه نیاسر کاشان بود. کارشناسان حاضر در ستاد مرتب در حال دریافت گزاشها و تحلیل آن بودند. در دو منطقه کشور عده ای گزارش رویت هلال با چشم غیر مسلح را به دفتر برخی از مراجع عظام تقلید داده بودند. با این شهود صحبت کردیم و به استناد گزارش خودشان ، دلایل رد آن گزارشها را آماده و ارائه کردیم. ساعت به 22:00 نزدیک میشد و میبایست نتایج گزارشها به مقام معظم رهبری تقدیم شود. در اینجا بود که متوجه یک کمبود اساسی و مهم در کار کارشناسی گزارشهای رویت هلال شدم.

قبل از آغاز ماههای حساسی همانند رمضان و شوال ، جلسات کارشناسی متعددی در ستاد استهلال برگزار میشود و هر یک از کارشناسان به تشریح نقطه نظرات خود در باره چگونگی رویت پذیری و یا رویت ناپذیری هلالهای رمضان و شوال میپردازند. اما در شب اصلی رصد و در مواجهه با گزارشهای رصدی دریافت شده ، فعالیت کارشناسان ، عمدتا" معطوف به بررسی ، تایید و یا رد هر یک از گزارشها میشود. این در حالی است که به اعتقاد بنده ، کارشناسان حاضر میبایست علاوه بر انجام این مهم ، یک گزارش تحلیلی نهایی را نیز آماده و به محضر مقام معظم رهبری تقدیم نمایند. اینکار بخصوص در زمانی که تعداد گزارشهای مورد تایید کم باشد بسیار ضروری و تعیین کننده خواهد بود. پر واضح است که این گزارش فقط به نتیجه گیریهای نجومی و رصدی میپردازد و از مسائل شرعی سخنی در آن نخواهد رفت چرا که نتیجه گیری و تعیین حکم شرعی از این رصدها و گزارش تحلیلی کارشناسان ، از جمله ی اختیارات ولی فقیه و مقام معظم رهبری است.

وقتی مسئولین ستاد برای آخرین بار ( و پیش از ارائه گزارش نهایی ) نظر بنده را جویا شدند ، بنده توجه آنان را به رصد انجام شده در مارچینان جلب کردم ؛ رصدی که در آن رویت هلال در روز با دوربین دوچشمی ساده ی 15x70 انجام شده بود. عرض کردم که این گزارش میتواند ثابت کند که در صورت وجود شرایط جوی مشابه ، هلال ماه با همین دوربین در تهران و حتی نقاط شمالی تر کشور هم قابل رویت بوده است. نظرات سایر کارشناسان محترم نیز اخذ شده بود. دقایقی بکندی میگذشت. در این دقایق چند بار دیگر هم پرسشهایی مطرح گردید که توسط کارشناسان به آن پاسخ داده شد. و بلاخره خبر خوشی که در انتظار آن بودیم را شنیدم ؛ حلول ماه شوال برای مقام معظم رهبری ثابت شده و فردا عید فطر است....

شور و هیجان زایدالوصفی در ستاد حکمفرما شد و همه شادمان از اینکه نتایج یک سال زحمت آنان نتیجه داده و کامشان شیرین از لذت موفقیت شده است. با برگشتن مسئولین محترم ستاد از محضر مقام معظم رهبری ، خبر شادی آفرین دیگری نیز دریافت کردیم که حاکی از توجه ویژه مقام معظم رهبری به نظرات کارشناسان و نتایج فعالیت رصدگران ستاد استهلال است. 

 

 

ساعت 23:00 آماده برگشتن به اصفهان شدم. فرصتی برای دیدن بستگانم نداشتم. تلفنی از آنان پوزش خواستم. همچنین در نزدیک بهشت زهرا از روح پدرم هم پوزش خواستم که در این سفر نتوانستم بر مزار آن عزیز سفر کرده حاضر شده و عرض ادب کنم. 

 

 

آثار خستگی آرام آرام در وجودم پدیدار شده بود. حدود 5 ساعت رانندگی در پیش داشتم. چشمانم خسته بود و به زحمت آن را باز نگه میداشتم. یکبار برای بنزین زدن و خریدی مختصر در ابتدای اتوبان کاشان توقف کردم. اما این توقف هم کارساز نبود. در فاصله ی 60 کیلومتری اصفهان ، برای لحظه ای پشت فرمان خوابم برد. این را از آنجا متوجه شدم که سرم ناگهان پایین افتاد و از خواب پریدم. خوابی در حد چند ثانیه بود اما فوق العاده خطرناک. با اینکه هوا سرد بود اما شیشه را پایین دادم تا سرما مانع خواب آلودگی بیشترم شود.

 

 

در بین راه به حرفهای مجری برنامه ماه خدا فکر میکردم ؛ " همسایگان خدا  ؛ آنانکه با خلایق مهربانند ". پس از عبور از آخرین ایستگاه عوارضی و در ساعت 03:20 بامداد ، ماشینی را دیدم که در یک پیچ تند متوقف شده و سرنشینان آن درخواست بنزین دارند. توقف کردم . از من میخواستند تا یکی از آنان را به پمپ بنزین بعدی ( در فاصله 3 کیلومتری ) برسانم. قبول کردم و با او همراه شدم. وقتی به پمپ بنزین رسیدیم به او گفتم اگر بخواهی این مسیر را در این وقت و زمان برگردی خیلی معطل خواهی شد ؛ می مانم تا شما را برگردانم. وقتی او را دوباره برگرداندم خیلی واضح و روشن میتوانستم آثار رضایت را در چهره ی او و در قلب خود ببینم. و باز این کلام زیبا در ذهنم نقش بست ؛ همسایگان خدا...... چقدر راحت میشود خود را به همسایگی خدا رساند.......

 

 

خدایا ؛ تو را شکرگذارم که به این بنده ی کمترین خود اجازه دادی میهمان سفره ی پر برکت ماه رمضانت شود ؛ ماهی که به خود تو تعلق دارد. خدایا مرا یاری ده تا تاثیرات مثبت ماه رمضان را آنقدر در وجودم نگاه دارم تا یا به دیدار تو بشتابم و یا ماه رمضان دیگری را درک کنم. خدایا مرا یاری ده تا با خلق تو مهربان باشم ؛ زیرا همسایه ای بهتر از تو برایم نیست..... آمین یا رب العالمین