به یکی گفتند یه بیت شعر بگو که با حرف میم شروع بشه. گفت " میازار موری که دانه کش است – که جان دارد و جان شیرین خوش است ". گفتند با دال بگو. گفت " ده چن بار بگم میازار موری که... ". گفتند با حرف ب بگو. گفت " بابا ؛ میازار موری که.... ". گفتند با نون بگو. گفت " نگفتم میازار موری که...." !!

روز عید قربان یکی از دوستان یه دوبیتی فوق العاده زیبا برام فرستاد. فکر کردم کار خودشه. کلی تعریف و تمجید کردم و ایشون هم تشکر کرد که تشویقش میکنم. دیروز متوجه شدم اون شعر مال مریم حیدرزاده بوده و این دوست ما زحمت زیادی کشیدن و فقط یه کلمه از اون بیت رو تغییر داده و .... یاد لطیفه بالا افتادم.

به نظر من همه ی شاعرا نویسندگان خوبی هستند اما عکس این موضوع ممکنه مصداق نداشته باشه. افرادی هستند که احساسات درونی لطیفی دارن ، اما نمیتونند اون احساسات رو روی کاغذ بیارن. بعضیها هم که ذوق نوشتن دارند ، نمیتونند اون نوشته ها رو در قالبهای موزون ( نه حرکات موزون!!! ) بیان کنند. خلاصه اینکه بابا جون ، بشین ماستت رو بخور ! چیکار به قطب شمال داری!!!