بسم الله الرحمن الرحیم

بنا به توصیه یکی از دوستان قدیمی ، از این پس شروع هر نوشتارم با ذکر الهی خواهد بود.

 

 

جمعه بود و روز رسیدگی به کارهای منزل. صبح ساعت 04:10 بیدار شدم. بیدار شدن پیش از اذان صبح رو دوست دارم. پس از اذان برای خرید نان صبحانه بیرون میروم. در نزدیک منزل ما یک نانوایی سنتی سنگکی وجود داره. در این سالها که در این منزل مستقر شده ایم به آن مراجعه نکرده بودم. هفته ی پیش یه دونه نون سنگک گرفتم که با استقبال اهل منزل روبرو شد و این استقبال یعنی اینکه " زحمت بکشید هر یکی دو روز یکبار بروید نون بخرید!!" بچه که بودیم تهیه نان منزل با ما بود. گفتیم بزرگ میشیم و از این ماموریت رها خواهیم شد اما به قول نیشابوریها همه چیز یهو چوپه (choppah) یعنی برعکس شده. عمر این نانوائیها دیگه زیاد نخواد بود. صنعت و تکنولوژی نوین اینها رو زیر پا له خواهد کرد. ( چند روز پیش یه کارخونه نون صنعتی با ظرفیت روزانه 50 تن افتتاح شد )

پس از آماده کردن مقدمات صبحانه بار دیگه از منزل بیرون رفتم. کوهپیمایی سحرگاهی در هوای خنک این روزها آی می چسبه! پیاده روی رو تند و تیز شروع کردم و سنگ نوردی مختصری رو هم چاشنی کار کردم. وقتی به بالا رسیدم خورشید داشت آماده میشد تا سر از خواب شامگاهی برداره. آروم آروم و با صورتی سرخ از خجالت ، طلوع کرد. منظره زیبایی بود. در مسیر برگشت ، سیل جمعیتی که تازه از خواب برخاسته بودند رو در حالا بالا آمدن دیدم. برای صبحانه یه کم عدسی پختیم. جاتون خالی... 

 

 

بعد از صبحانه قدری مهندسی ساختمان کردیم !! امروز دیدن تابلویی در کوه صفه ( در مورد مسابقه پرواز بادبادکها ) مرا بر آن داشت که به یاد عهد قدیم یه بادبادک بسازم. با بچه ها رفتیم وسایل کار رو تهیه کردیم و یه ساعتی مشغول کار شدیم. شکل جالبی پیدا کرده بود وفقط یه مشکل کوچولو داشت و اون اینکه این بادبادک پرواز نمیکرد!! رفته بودیم روی پشت بوم و هر کار کردیم این بادبادکه بلند نشد که نشد. جهت وزش باد بخاطر وجود ساختمانها مرتب در حال تغییر بود و احتمالا" شیب دار بودن پشت بام هم خیلی در این رابطه بی تاثیر نبوده!! ( البته این بادبادکه بود که بنا داشت حرکات موزون داشته باشه نه شخص دیگه!!). همراه با بچه ها توی اینترنت دنبال سایتی برای آموزش ساخت بادبادک گشتیم. چند سایت خارجکی پیدا کردیم و بنا شده طی روزهای آینده دوباره اینکار رو انجام بدیم.

 

 

با توجه به تغییر فصل و سرد شدن تدریجی هوا ، برنامه ی غذایی خونه رو ویرایش کردیم. ما برای حفظ تنوع غذایی ، از یه برنامه ی هفتگی استفاده میکنیم. برنامه قبلی ، نهار 6 هفته رو مشخص کرده بود. تقریبا" همه ی ما عادت کردیم که در وعده ی شام ، غذایی ساده ( در حد نون و پنیر یا ماست همراه با سبزی و یا میوه جات ) مصرف کنیم. برنامه جدید ما شامل 45 غذای مختلف میشه و برای یک دوره ی زمانی 8 هفته ای نوشته شده. 11 غذا از این مجموعه در این مدت دو بار مصرف میشه اما 34 غذای دیگه فقط یکبار پخته خواهد شد. چند غذای دیگه رو هم به عنوان رزرو نوشتیم تا بر حسب میل و ذائقه هایی که ممکنه ناگهانی پدید بیاد یا جایگزین کنیم و یا اینکه دوره ی اجرای برنامه رو به هفته ی نهم هم بکشونیم. در این فهرست غذایی ، غذاهای ساده ی زیادی وجود داره ( مثل عدسی ، خوراک لوبیا ، املت ، ماست جوش ، قارچ آب پز یا کبابی با آبلیمو ). سعی کردیم از سبزیجات بیشترین استفاده رو داشته باشیم. همچنین توجه ویژه ای هم به غذاهای سنتی داشتیم ( مثل کوفته ریزه کرمانشاهی ، شامی گیلانی ، کباب خانگی ترکی ، خورش تره ی کردی ، آش دوغ اردبیلی ، دمی شیرازی ، حلیم بادمجان اصفهانی و ..... ). این تنوع غذایی باعث تغذیه مناسبتر ، صرفه جویی در هزینه ها و جلوگیری از یکنواختی در پخت غذا خواهد شد. ما مشتری پر و پا قرص یک مجله ی آشپزی هستیم ( برای اینکه تبلیغات نباشه اسمش رو نمیگم!!). در هر شماره ی این مجله غذاهای جدیدی معرفی میشه. برخی از اونها رو آزمایشی درست میکنیم. اگر باب طبع بود ، در برنامه های غذایی آینده جزو لیست غذایی قرارش میدیم.