به نام خدا

 

بعد از ظهر امروز توی اطاق پذیرایی دراز کشیده بودم و داشتم بازی فوتبال ذوب آهن اصفهان و استقلال تهران رو تماشا میکردم . میخواستم موقع غروب خورشید ، برم روی پشت بوم و از هلال شب دوم ذیقعده عکس بگیرم. هلال شب اول رو بخاطر وجود آب هوای ابری و بارونی از دست دادم. البته بخاطر این موضوع متاسف نبودم چرا که مدتها است استان ما روی بارون رو ندیده بود و حالا همه خوشحال بودیم که بارش این چند روز ، مقداری از نگرانیها برای وضعیت کشاورزی و تامین آب سال آینده رو رفع کرده. امروز ظهر هم رگبار بسیار تند و شدید توام با رعد و برق و تگرگ در اصفهان بارید. اگر شرایط جوی اینطور نبود برای عکس گرفتن از هلال به کوه صفه میرفتم اما با این اوضاع ، پشت بوم خونه از همه جا بهتر بود!

 

خلاصه ؛ همونطور که فوتبال تماشا میکردم یه نگاه به آسمان انداختم و دیدم خورشید داره پشت ابرها پنهان میشه. با مشتم محل تقریبی هلال رو مشخص کردم و دیدم آسمون اونجا نسبتا" صافه.

 

دوربین دوچشمی رو آوردم و درازکش ، از پشت شیشه ی پنجره دنبال هلال گشتم. یکی دو دقیقه ی بعد تونستم هلال رو پیدا کنم. ساعت 16:45 بود و تا غروب واقعی خورشید حدود 28 دقیقه دیگه باقی مونده بود. دوربین عکاسی رو هم حاضر کردم و چند عکس از هلال گرفتم.

 

وجود شیشه ی پنجره باعث میشد که کیفیت عکسهای در حالت زوم خوب نشه. برای همین به اطاق مجاور رفتم و در تراس رو باز کردم و از همون داخل اطاق چند عکس دیگه هم گرفتم ؛ البته اینبار با احتیاط بسیار زیاد ، چون اگه همسایه ها میدیدن که دارم با دوربین دوچشمی و دوربین عکاسی از  داخل اطاق بیرون رو میبینم ، باید حتما" بهشون توضیح میدادم که آسمون رو نگاه میکنم نه جای دیگه.

 

 

برای گرفتن عکسهای بیشتر به طبقه بالا رفتم تا افقم بازتر بشه اما دیگه ابرها ، محل هلال رو پوشونده بودند و امکانی برای گرفتن عکس جدید وجود نداشت.

این راحتترین رصد هلالی بود که تابحال انجام داده بودم ، درازکش توی خونه ، پاها رو انداخته روی مبل و ، همچین راحت با دوربین زل زده بودم به هلال! تازه میفهمم این دوست امریکایی ما ( آقای استم ) چقدر خوش بحالشه که تلسکوپش رو توی حیاط خلوت خونه اش نصب کرده.......

 

 

الان هم داره صدای رعد و برق میاد. مثل اینکه تا چند روز آینده هم بارندگیهای خوبی خواهیم داشت. خدا رو شکر.