بدلیل جلسه ای که در اداره داشتم ، برای صرف نهار با تاخیر به منزل رسیدم. بلافاصله پس از نهار هم شال و کلاه کردم و عازم کوه صفه شدم. یه مختصر سرما خوردگی دارم و برای همین ، بدنم ضعف داشت ولی میخواستم برای عکسبرداری از مقارنه ماه و ناهید به بالای کوه برم. داشتن یه کوله پشتی با چند کیلو بار اضافه ، ضعف بدنی و نبودن فاصله بین غذا خوردن و این کوهپیمایی ، باعث شد که در مجموع یه مقدار کم بیارم و به سختی از کوه بالا برم. چند بار تصمیم به رها کردن کار و برگشت گرفتم اما دیدم با اون ضعف بدنی ، پایین رفتن از این مسیر ناهموار به مراتب سخت تر از بالا رفتن خواهد بود.

به هر مشقتی که بود بالا رفتم. تمام لباسهام خیس عرق شده بود و وزش باد سرد در بالای کوه باعث شد بدنم به لرز بیفته. یه جای مناسب که از وزش باد بدور بود رو جستم ( همون یافتم ، البته از نوع اصفهانیش !) و سه پایه دوربینم رو مستقر کردم. چند عکس از منظره مقارنه گرفتم و آماده ی برگشت شدم. وزش باد شدیدتر شده بود و سرمای تنم هم به همون اندازه بیشتر. یه بادگیر دیگه تنم کردم تا قدری از این سرمای درونی کاسته بشه. وقتی به ایستگاه تله کابین رسیدم دیدم دیگه توان اینکه با پای پیاده به پایین برگردم ندارم ؛ ضمن اینکه انجام اینکار می تونست بیماریم رو تشدید کنه. برای همین با تله کابین برگشتم پایین.

باید یه مقدار بیشتر مراقب باشم که توی این روزهای پرکاری ، رو پا بمونم و بیماری مزاحم فعالیتهام نشه.

این هم عکسهایی که امروز گرفتم. عکس اول رو در گردنه باد گرفتم . عکسهای دوم وسوم هم در بالای کوه گرفته شده. اما عکس چهارم ؛ خونه ی ما توی این عکس مشخصه! میتونید بجوریدش ؟ ( یعنی پیداش کنید!)  لطفا" دوستان اصفهانی و غیر اصفهانی چیزی نگن و تقلب نرسونند!! چشمک