خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

موقع امتحانات دانش آموزان که میرسه ، توی اداره همکاران از هم میپرسند فردا چه امتحانی داری؟! وقتی ما درس میخودندیم والدین ما در درس خوندنمون نقشی ایفا نمیکردند و خودمون باید گلیم رو از آب بیرون میکشیدیم. اما برای بچه های امروزی وضعیت فرق میکنه. بخشی از وقت بنده و همسرم در منزل برای رسیدگی به امور درسی بچه ها اختصاص داره و البته این مقدار وقت ، در طول سال تحصیلی کم و زیاد میشه. چند روز قبل فرزندم گفت که باید برای درس حرفه و فن روزنامه دیواری تهیه کنه. یه مقدار دنبال موضوعات متنوع گشت و یکی دو مطلب رو آماده کرد. من هم اومدم کمکش و با استفاده از آفیس 2003 و اینترنت ، یه روزنامه دیواری تر و تمیز در 4 صفحه کاغذ A4  تهیه کردیم. دیروز این روزنامه رو چاپ رنگی کردم و دیدم عجب محشر شده!! خودم بیشتر از فرزندم ذوق کردم! مژهتصمیم گرفتم زین پس ، یکی دو روزنامه دیواری تهیه کنم ؛ یکی برای اداره و یکی هم برای مرکز ادیب. البته باید بگردم یه اسم بهتر برای این روزنامه دیواری پیدا کنم چون این رونامه در هر ماه فقط یکبار منتشر میشه! ( یعنی  روزنامه ای که هفته ها روش کار میشه تا ماهیانه منتشر بشه و شاید سال بسال هم کسی نگاش نکنه چشمک)

از 10-12 ساعت دیگه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا برگزار میشه. شاید در هیچ دوره زمانی به اندازه ی امروز ، این انتخابات در سرنوشت جهان موثر نبوده باشه. دوستان امریکا که جای خود ، دشمنانان امریکا هم با دقت در حال رصد این انتخابات هستند. رکود بی سابقه اقتصاد جهانی از یک سو و ساز جنگ و ستیزی که در طول 8 سال زمامداری جرج بوش در دنیا نواخته میشد از سوی دیگه ، حساسیت این انتخاب رو بیش از پیش کرده. نمیدونم چرا ، اما به شخصه دوست دارم سناتور باراک اوباما در این انتخابات پیروز بشه. هر چند میدونم تصمیمات اساسی در سیاستهای داخلی و خارجی امریکا توسط رئیس جمهور گرفته نمیشه اما ارائه شعار مهم " تغییر " توسط اوباما  چیزیه که خیلی توجه من رو به خودش جلب کرده چرا که این شعار به نظرات و روش مدیریت من نزدیکه ( همینجا اعلام کنم که هیچ قصدی برای کاندید شدن در انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران ندارم نیشخند لطفا" اصرار هم نکنید که از تصمیمم منصرف بشم مشغول تلفنقهر ).

 

 

بزودی برای انجام کارهای اداری به شیراز سفر خواهم کرد. اگه عمری باشه در این سفر به زیارت شاه چراغ حضرت احمد ابن موسی الکاظم علیه السلام و مرقد منور خواجه حافظ شیرازی مشرف خواهم شد. اگر خواستین در حافظیه براتون تفالی به دیوان حافظ بزنم ، یه SMS بزنید و نیت کنید. قبلا"ترها ! که تفال میزدم خیلی جالب جواب میگرفتم. یه بار یکی از همکارام که خبردار شده بود که دارم میرم شیراز ، به من گفت مشکلی دارم و میخوام در حافظیه برام تفال بزنید. میدونستم ایشون چه نیتی دارند. وقتی بر سر مزار حافظ میخواستم برای ایشون تفال بزنم ، خودم هم حالم دگرگون شده بود. وقتی دیوان رو باز کردم این غزل اومد :

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شـب آب حیاتـم دادند

بیخود از شعشـعـه پرتو ذاتـم کردند

باده از جام تـجـلی صـفاتـم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شـب قدر که این تازه براتـم دادند

بـعد از این روی من و آینه وصف جـمال

کـه در آن جا خبر از جلوه ذاتـم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب

مستـحـق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتـف آن روز به من مژده این دولت داد

کـه بدان جور و جفا صبر و ثباتـم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد

اجر صبریسـت کز آن شاخ نباتـم دادند

همـت حافـظ و انفاس سحرخیزان بود

کـه ز بـند غـم ایام نـجاتـم دادند

خیلی خوشحال شده بودم. وقتی در بازگشت به ایشون مژده دادم که انشاءالله مشکلشون حل خواهد شد و غزل رو براشون خودندم ، اشک در چشمانشون حلقه زد. به لطف خدا چندی نگذشت که با جعبه شیرینی اومدند به دفترم و خبر گرفتن مرادشون رو دادند. نمیدونم در وجودم ، هنوز اون حس و حال تفال زدن به دیوان حافظ باقی مونده یا نه ، اما در نقطه مقابل یقین دارم که از دریای بیکران لطف و کرم الهی و کرامات خواجه ی شیراز ، چیزی کم نشده است

 

از هر طرف تیر دعا کرده ام روان

باشد کز آن میانه ، یکی کارگر شود

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ