به نام خدا

دو سه روزی از ماه رمضان گذشته بود که تصمیم گرفتم در هر نماز ، یک حزب از قرآن رو بخونم. دوست داشتم در صورت امکان حال و هوای ماه مبارک رو در خودم زنده نگه دارم. سحرگاه امروز ، پس از حدود 40 روز از آغاز اینکار و در روز تولدم ، قرآن رو ختم کردم. در طول زندگیم شاید دو یا سه بار پیش اومده که ختم قرآن رو بطور منظم و کامل انجام داده باشم که اون هم معمولا" در ماههای رمضان روی داده بود. اینار اما با یه ذوق و نیت دیگه سراغ قرآن رفته بودم. سعی کردم در حین خوندن آیات ، به معانی اون هم توجه کنم. پرسشهای زیادی هم در این مدت برام پیش اومد ؛ چرا ترتیب سوره ها اینطوریه؟ چرا بعضی وقتها در آیاتی که پشت سر هم قرار گرفتند موضوع بیکباره عوض میشه ؟ چرا برخی موضوعات که مربوط به شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یا مربوط به عصر آن حضرت است در کتابی اومده که بنا است کتاب هدایت بشریت و معجزه ی جاوید باشه؟ چرا برخی از داستانها در قرآن بارها و بارها تکرار شده؟  چرا کلام قرآن موزون و آهنگینه؟ چرا در اکثر سوره هایی که در مکه نازل شده اند آیات ، کوتاه و موزون هستند اما سوره هایی که در مدینه نازل شده اند عموما" چنین خصوصیتی ندارند؟ چرا داستانهای قرآن تماما" مربوط به اقوامی است که در خاورمیانه ی امروزی زندگی میکردند و در قرآن به اقوامی که در سایر مناطق کره زمین بوده اند اشاره نشده؟ چرا....چرا.... و دهها چرای دیگه.

 

 

در کنار این چراها ، حلاوت تلاوت قرآن و بخصوص تلاوت آیاتی که خداوند مستقیما" انسان را مورد خطاب قرار میده وصف نشدنی است. در زمان خواندن این آیات ، انسان خودش رو رو در روی خدا میبینه. کلام قرآن ، چه در مورد داستان اقوام باشه ، چه در مورد زندگی پیامبر اسلام ، چه در مورد احکام و یا سایر موضوعات ، از اونجا که کلام خداست ، شیرین و دلنشین و دوست داشتنی است. اگر توفیقی برام باشه میخوام بار دیگه و بارهای دیگه اینکار رو تکرار کنم و در هر بار ، سعی کنم بیش از پیش در معانی آیات دقیق بشم:

 

از آستان پیر مغان سر چرا کشیم

دولت در آن سرا و گشایش ، در آن در است

یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب

از هر زبان که میشنوم نامکرر است

دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت

امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است

 

 

صبح امروز و پس از ختم قرآن ، برای روز تولدم دو تفال زدم ؛ یکی به قرآن و دیگری به دیوان حافظ.

 

انما یستجیب الذین یسمعون والموتی یبعثهم الله ثم الیه یرجعون

 

 هر آینه تنها آنان که می شنوند می پذیرند. و مردگان را خدا زنده می کند و سپس همه به نزد او بازگردانده می شوند.. سوره الانعام آیه 36

 

 

 

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد

آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول

بنده ی پیر ندانم ز چه آزاد نکرد؟

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک

رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله ها کرد در این کوه ، که فرهاد نکرد

سایه تا باز گرفتی ز چمن ، مرغ سحر

آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار

زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد؟

 

 

از تمامی دوستان عزیزی که بنده نوازی کردند و پیام تبریک برام فرستادند بی نهایت سپاسگزارم. این کمترین ، لایق آن هم بزرگواری شما نبوده و نیست. دست بوس و دعاگوی وجود نازنین همه ی شما هستم.

 

ارادتمند همه ی شما ، علیرضا