دیروز رصدگران پر تلاش عضو ستاد استهلال استان اصفهان ، برای رویت هلال در روز اقدام کردند و خوشبختانه نتایج مهم و جالبی هم بدست آوردند. بزودی و با دریافت گزارش کامل رصدهای انجام شده ، علاقمندان رو در جریان این برنامه قرار میدیم.

 

 

بنا بود دیروز رو مهمون باشیم ، اما نشد! دو جا رو میخواستیم هماهنگ کنیم اما دیدیم خودشون مهمون دارن و دیگه نیازی به وجود ما نیست! ناچار شدم برم باغچه رو بیل بزنم! دیروز بلاخره این گلهای بنفشه رسیدند. معمولا" در اواسط آبان ماه اقدام به کاشت این گل میکنم اما امسال یه مقدار دیر شد. از ساعت 12 تا اذان مغرب یه ریز کار کردم. نتیجه ی این فعالیت ، هم یه باغچه ی زیبا و نقلی بود ( که التبه زیبائیش در فرودین صد چندان خواهد شد ) و هم یه کمر درد اساسی و شدید که از دیروز غروب افتاده به جونم و حتی راه رفتم رو برام مشکل کرده. سابقه گرفت شدید عضلانی رو در کارنامه پزشکیم دارم اما اینبار ظاهرا" علاوه بر گرفت عضلانی ، دیسک بین مهره ها هم بی آسیب نمونده ؛ خدا بخیر بگذرونه....

 

 

بامداد امروز سوره الحجر رو قرائت میکردم. در آیه 49 و 50 این سوره خداوند میفرماید :

 

َبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿49﴾

وَ أَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الأَلِیمَ ﴿50﴾

 

بندگان مرا خبر ده که براستی من آمرزگار مهربانم * و ( نیز خبر ده که ) عذاب من همانا عذابی دردناک است

 

در کتاب تفسیر المیزان در مورد این دو آیه چنین آمده است :

 

مقصود از کلمه " عبادى " بطورى که از سیاق آیات استفاده مى شود مطلق بندگان است ، و سخن آن کس که گفته مراد از آن همان متقین و یا مخلصین است که قبلا گفتگویش بود سخنى است غیر قابل اعتناء.

 

و اگر هر دو جمله را اسمیه آورد و بر سرشان " ان" در آورد - که دلالت بر تاکید دارد - و نیز ضمیر فصل آورد، یعنى در اول فرمود " انا الغفور" و در دومى فرمود " هو العذاب "، و اگر بر سر خبر " الغفور" و " العذاب " الف و لام آورد، همه براى این است که صفات مذکور در آیه را تاکید کند و بفهماند مغفرت و رحمت ، و الیم بودن عذاب ، به آخرین درجه و نهایت حد خود رسیده اند، بطورى که دیگر نمى توان با هیچ مقیاسى آنها را اندازه گیرى نمود، و چیزى را با آنها قیاس کرد.

 

آرى ، هیچ مغفرت و رحمتى نیست مگر اینکه ممکن است فرض شود که مانعى نگذارد آن مغفرت و رحمت به ما برسد، و یا اندازه گیرى بتواند آن را اندازه بگیرد، و یا حدى برایش معین نماید. ولى خداى تعالى چنین نیست که کسى بتواند جلو مغفرت او را بگیرد (لا معقب لحکمه ) و یا بدون مشیت او، امرى آن را تحدید نماید.

 

پس با اینحال دیگر جائز نیست کسى از مغفرت او مایوس و از روح و رحمتش ناامید گردد، زیرا نمى توان این یاس و نومیدى را به مانعى که جلو مغفرت خدا را بگیرد توجیه نمود.........