خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

به نام خدا

امشب وقتی برای رفتن به استخر در اتوبان رانندگی میکردم ، سه تا ماشین که با هم کورس گذاشته بودند ، عین تیری که از چله کمان رها شده باشه از کنارم گذشتند. سرعتی در حدود 140 تا 150 کیلومتر در ساعت داشتند. از طریق آینه نزدیک شدن اونها رو دیده بودم. یکیشون از سمت چپ و دو تا دیگه از سمت راست خودروها در حال سبقت بودند. مسیرم رو طوری تنظیم کردم که مزاحمتی براشون نداشته باشم. کنترل خودرو در اون سرعت بالا نیاز به تمرکز زیادی داره و نمیخواستم من کمترین دخالتی در بروز یک حادثه داشته باشم.

چند سال قبل توی جاده میمه – دلیجان چنین رویدادی برام پیش اومد. تنها بودم و داشتم میرفتم تهران که ییهو سه تا ماشین ، جلدی از کنارم رد شدند. ما هم هوس کردیم به اونها ملحق بشیم   ؛ شدیم چهار تا  . با اومدن یه کامیون به سمت چپ جاده ( که داشت از دو تا تریلی سبقت میگرفت) اون سه ماشین ناچار به کاهش سرعت شدند اما من بدون اینکه از سرعتم کم کنم ، از سمت راست ، از اون سه ماشین و اون دو تریلی ، یکجا سبقت گرفتم و در عرض چند ثانیه ، صدها متر از اونها پیش اوفتادم.

گردش روزگار قدری ( البته فقط قدری ) محتاطم کرده. تا چند سال پیش ، در کورسهایی اینچنینی به راحتی و با آرامش کامل با سرعتهایی تا 220 کیلومتر در ساعت رانندگی میکردم. یه دفعه ی دیگه ، قبل از افتتاح اتوبان اصفهان – کاشان ، در یه ماموریت ویژه ، مسیر اصفهان تا تهران ( از جلوی شهرداری تا درب منزل پدری ) رو در 3 ساعت و 45 دقیقه طی کردم. تقریبا" تمام مسیر رو با سرعتی در حد 170 تا 190 کیلومتر میرفتم. در برگشت از همون سفر ، وقتی یکی از بستگانم با یه ماشین تیز و بز ، همراهم به اصفهان اومد ، توی جاده اون با سرعت 180 کیلومتر میرفت و من با سرعت 220 کیلومتر ازش سبقت میگرفتم. در پرونده ی رانندگی اون زمانهای من ، حرکت با این سرعتها و گرفتن سبقتهای بسیار حساس و فوق العاده خطرناک به وفور یافت میشد.

اما الان چند سالی میشه که دیگه اینکارها رو کنار گذاشتم. توی جاده ها ، هر چقدر هم ماشینم برو باشه ، بیشتر از سرعت مجاز نمیرونم. در گرفتن سبقتها ، اونقدر تامل میکنم تا در یک شرایط ایمن ( هم برای خودم ، هم طرف مقابل و هم راننده ای که دارم ازش سبقت میگیرم ) اینکار رو انجام بدم. البته ناگفته نمونه که هنوز هم از هیجان در رانندگی ، لذت میبرم  ، ولی دیگه نه همه جا و همه وقت .

آخرین باری که رانندگی فوق العاده داشتم ، سال گذشته بود. در جاده چالوس به سمت تهران میروندم. بدلیل راه بندان شدید ، از چالوس تا مرزن آباد رو در 1 ساعت طی کردم ( با سرعت متوسط 25 کیلومتر در ساعت ). اما از مرزن آباد تا کرج ، جاده به سمت تهران یکطرفه شد. جاتون خالی.... وقتی مطمئن شدم دیگه از طرف مقابل ماشینی نخواهد اومد ، آنچنان رانندگی در این پیچ و خمهای جاده چالوس کردم که لذتش هنوز برام باقی مونده. احساس میکردم در مسابقات فومول یک شرکت کردم. سرعت بالا و پیچهای تند......

دیگه شاید حتی در چنین جاده هایی هم ، جانب احتیاط رو بیشتر از گذشته رعایت کنم. حادثه فقط در یک لحظه روی میده. هر چقدر هم که به رانندگی خودم و سلامت ماشینی که سوارش هستم مطمئن باشم ، بازم نمیدونم ماشینها و راننده های دیگه چه خوابی برای خودشون و دیگران دیدند. الان که دارم با احتیاط بیشتر رانندگی میکنم ، یه جور دیگه از رانندگی لذت میبرم ؛ رانندگی آرام در کنار کسانی که از بودن در کنار اونها لذت میبرم و دیدن مناظر زیبای طبیعی ، که یکی بعد از دیگری از کنارشون عبور میکنم و فرصتی دارم که نیم نگاهی هم به اونا بیاندازم ( در رانندگی تند و تیز ، نمیتوان از این نیم نگاهها داشت  )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ