پس از حدود 20 سال ، یه بار دیگه برای دیدن مسابقه فوتبال به ورزشگاه رفتم. در طول عمرم فقط 2 بار به استادیومهای فوتبال رفتم و جالبه که بر حسب اتفاق در هر دو بار ، تیم پاس بازی داشته و هر دو بازی هم مساوی شده. 20 سال پیش برای مسابقه استقلال و پاس به ورزشگاه آزادی رفته بودم ، البته نه برای تماشای بازی. اون بازی با نتیجه مساوی 3 بر 3 خاتمه یافت.

 

دیروز هم بنا به قولی که به بچه هام داده بودم ، اونها رو بردم ورزشگاه فولادشهر تا بازی سپاهان و پاس رو ببینند. چون برای اولین بار بود که بچه ها به ورزشگاه میرفتند سعی کردم یه بازی غیر حساس رو انتخاب کنم تا جمعیت کمتری به ورزشگاه بیاد تا بلکه کمتر ادب تیکه پاره کردن تماشاگران و تماشاگرنماها!!! رو شاهد باشیم. یه دوربین دوچشمی کوچولو هم با خودم آورده بودم تا بچه ها بتونند چهره ی بازیکنان محبوبشون رو بهتر ببینند.

 

با لطف یکی از دوستانم ، دعوتنامه حضور در جایگاه رو گرفته بودم ؛ چون باز هم میخواستم از غوغاها و جنجالها دور باشم. وقتی مستقر شدیم ، خودم از بچه هام هیجان زده تر بودم! به تیم سپاهان علاقه ی زیادی دارم و بازیهای این تیم رو مرتب دنبال میکنم. هر سه ما خوشحال بودیم که از نزدیک بازیکنان خوب ، با اخلاق و تکنیکی همچون محرم نویدکیا ، عماد محمد رضا ، پاپی و ابوالهیل رو از نزدیک می دیدیم.

سوت آغاز بازی ، سوت آغاز هیجان هم بود. در این بین فرزند کوچکترم بعضی وقتا با صدای بلند حرفهایی میپروند که اطرافیان چپ چپ به ما نگاه میکردند و با خودشون میگفتند اینا دیگه از کجا اومدند؟! مثلا" در هر صحنه ی حساس بازی ، پسرم میپرسید : بابا ؛ صحنه آهسته اش رو نشون نمیده؟!!!! یا میگفت : اون ساعتی که زمان بازی و وقت اضافه رو نشون میده چرا دیده نمیشه؟!!! و بعد هم برا اینکه توپوقهاش رو تکمیل کنه گفت : پس این مهدوی کیا  رو کی میارن به بازی؟!! ( منظورش نویدکیا بود )

از بد حادثه در این بازی که نیمه اول و نیمی از نیمه دوم اون تماما" در اختیار سپاهان بود ، تیم زردپوش ما 2 بر 1 عقب افتاد. با خودم گفتم عجب شانسی داریم! این یه بار هم که به ورزشگاه اومدیم سپاهان داره می بازه. وضع وقتی بدتر شد که یکی از بازیکنان سپاهان هم از زمین اخراج شد. در پایان وقت قانونی 3 دقیقه وقت اضافه اعلام شد و در حالیکه فقط 30 ثانیه به پایان بازی مونده بود ، سپاهان گل تساوی رو زد تا خیلی ناراحت این اولین حضور در ورزشگاه نباشیم.

 

در مرکز ادیب ، کارهای خوبی در حال اتفاق افتادنه. پنج شنبه ی گذشته جلسه ای تشکیل شد که موضوعش ، ترسیم برنامه ها و فعالیتهای مرکز تا پایان سال 87 بود. ادامه ی اون جلسه هم انشاءالله این هفته برگزار میشه. نکته مهم در مورد این جلسه ، روی آوردن مرکز به تصمیم گیری جمعی است. از طرف دیگه ، با مشورتی که با نماینده ی اعضا در هیات امنا داشتیم ، بنا داریم بزودی دامنه ی این تصمیم گیری جمعی رو به کل اعضای مرکز تعمیم بدیم.

 

خبر بعدی در مورد مرکز اینکه بلاخره زمینه تحقق یکی از آرزوهای دیرین علاقمندان به نجوم در اصفهان داره فراهم میشه و انشاءالله در سال آینده ، نجوم غیر حرفه ای اصفهان ، صاحب یک رصدخانه مجهز خواهد شد. فقط چند قدم دیگه به نهایی شدن این طرح باقی مونده که انشاءالله ظرف روزهای آتی خبر نهایی شدن اون رو خدمت دوستان و علاقمندان عرض خواهم کرد.

 

خبرها هنوز تموم نشده!  چند روز قبل گفتگویی با جناب آقای دکتر خردپژوه داشتم و به اتفاق ، از ساختمان در حال احداث کنار خانه ریاضیات بازدید کردیم. در این بازدید صحبتهایی در مورد مرکز نجوم ، خانه ریاضیات و خانه علوم داشتیم. فکر میکنم از سال 1380 به بعد ، گفتگو و ملاقاتی با ایشان نداشتم . گفتگوی کنونی ، فرصت مناسبی بود که با دیدگاهها و فعالیتهای نوین هم ، آشنا شویم. این گفتگوها کماکان ادامه خواهد یافت و بنا داریم از نظرات و مشاوره علمی و نیز تجربیات آموزشی خانه ریاضیات در راه اندازی رصدخانه اصفهان و نیز فعالیتهای علمی – آموزشی مرکز استفاده نماییم.

 

و خبر آخر اینکه بنا به پیشنهاد مدیر محترم مرکز و تصویب هیات امنا ، دامنه ی فعالیتهای عمومی ادیب بزودی گسترش پیدا کرده و بخشی از این فعالیتها در خارج از مرکز اجراء خواهد شد. خبرهای تکمیلی در این باره رو هم انشاءالله از قلم خود ایشون و در وب سایت مرکز خواهید شنید.