امروز برای یک تحلیل حقوقی ، چندین جلد کتاب مجموعه قوانین رو روی میزم باز کرده بودم. همکاران و ارباب رجوعانی که به دفترم مراجعه میکردند متعجب بودند که چقدر میزم شلوغ شده. از اینگونه تحلیلهای حقوقی خیلی خوشم میاد ؛ اونقدر که بعضی وقتا حس میکنم حقوق رو بیشتر از حسابداری دوست دارم. هر بار که به این قوانین دقت میکنم بیشتر پی میبرم که برخی قوانین کنونی بدون تامل کافی و بررسی ارتباط قوانین با هم نوشته شده اند. یکبار در یک تحلیل یک قانون به یکی از اساتید دانشگاه در رشته حقوق گفتم : در این مورد این قانون ، من مشروح مذاکرات مجلس در زمان تصویب قانون را مطالعه کرده ام و به نظر من قانونگذار با علم به فلان قانون خاص ، این قانون جدید را تصویب کرده است. و آن استاد در پاسخ من گفت : خیلی به این قضیه ی علم داشتن ، مطمئن نباش!

بعضی وقتها که در فهرست کتابهای قانون ، به دنبال یک قانون خاص میگردم میبینم ، یک قانون اقتصادی در طول فقط یک سال ، چندین و چند بار اصلاح شده است. همین امروز نام انتخاب شده برای یک قانون توجهم رو جلب کرد : ماده 33 آئین نامه معاملات شهرداری تهران در سال 1362 اصلاح شد که نام " قانون اصلاح ماده 33....." بر آن گذارده شد. در سال 1383 همین اصلاحیه مجددا" اصلاح شد و آن هم ب این نام " قانون اصلاح قانون اصلاح ماده 33....." !!!! اگر سه چهار بار دیگه این قانون اصلاح بشه اونموقع اسم اون رو میذارند " قانون اصلاح قانون اصلاح قانون اصلاح قانون اصلاح قانون اصلاح قانون اصلاح قانون اصلاح......." واقعا" بعضیها چقدر کار میکنند

امروز بعد از ظهر بنا بود پروژه رصدخانه صفه در کمیته فنی مربوطه مطرح بشه. از ساعت 14:30 تا 17:00 در جلسه شرکت کردم اما بدلیل طولانی شدن مباحث دو پروژه ی دیگر ، نوبت به این پروژه رصدخانه نرسید. خستگی این نشستن 2.5 ساعته به تنم موند. بنا شد این پروژه بعنوان اولین دستور کار جلسه ی بعدی این کمیته مطرح بشه.

و امشب هم جشن تولد داشتیم. عین برق و باد سالها از پی هم میاند و میرند. فرزندانم بزرگ شده اند ؛ به همان اندازه که من دارم پیر میشوم. امشب لحظات شادی را در کنار هم بودیم. برایم هیچ شادی و نشاطی به اندازه ی بودن در کنار اعضای خانواده ام دلچسب نیست. تولدت مبارک عزیز دلم....