خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

اولین برف پاییزی ( و شاید هم آخرینش ) باریدن گرفته. خیلی از ناپاکیهای موجود با این برف از بین رفت. حیف که برف همه جا نمیباره. حیف که سقفها نمیزارن برف روی آدمها هم بشینه

 

میگنه همه چی گرون و کمیاب شده. اما یه چیز هست که بعضی موقعها میبینیم که بعضی چیزا ، مفتش به وفور زیاد میشه. میگین نه؟ بعضی حرفها رو بشنوید تا گوشی دستتون بیاد!

 

سرمای ناگهانی نمیزاره حرارتم کم بشه. گرما در سرما بد نیست ، اما نه اینجوری. هر چند که ؛ راضی هستیم و شاکر

 

نمیدونم توی این سرما ، باید پیاده روی و کوه پیمایی رو ادامه بدم یا نه؟ دو دل شدم که چیکار کنم. البته دو دله شدن خیلی بهتر از صد دله بودنه. ( این شیر فرهاد کجاست که وپرسه ایکه وگفتی یعننننننننننی چه؟!)

 

شنیدین که میگن بعضیها برا خودشون نوشابه تگری باز میکنن؟ این یه اصطلاح رایج در تهرونه. راستش ؛ ما این روزها داریم می بینیم اونچه رو که شما ممکنه شنیده باشین!

 

توی ادیب همه چی داره خوب پیش میره. یه عالمه حرفها و ایده های نو. حیف که دیگه شور و نشاط سابق رو ندارم ( البته از یه منظر هم خدا رو شکر که ندارم ) والا شاید میرفتم و چادر میزدم توی مرکز . با اینکه فصل زمستون تا چند روز دیگه شروع میشه ، اما میوه ها دارن میرسن.

 

امشب دوستان به پیشواز یلدا رفتن. یلدا اسم زنه یا مرد؟ ما مهمون داشتیم نتونستیم بریم. شاید وقت شد و برای بدرقه حاضر شدیم!

 

این روزها بهانه ای بود تا چند اسم تاریخی رو ببینم. اما حیف که لیست این اسامی کامل نبود و مثلا" یادی از ........ و ........... و ........... و ............ و مهمتر از همه ، ........... نشد! ( فکر نکنید دارم لطیفه میگم آ !! هر کدوم از این نقطه کوچولوها یه دنیا حرف دارن )

 

کلی نرم افزار کامپایلر رو در مغزم فعال کردم تا حرفهام رو اینجوری ترجمه کنند. جالبه ؛ زبون نمیدونم ، اما ترجمه ام بد نیست !!


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ