ما آدما زیبایی و کمال رو می پرستیم. همه ی آدما این خصوصیت رو دارن چرا که  همه ی ما یه وجهه ی خدایی داریم ؛ وجهه ی کمال زیبایی. اما این وجهه ی زیبا پرستی وقتی از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل میشه ، پرستش و عشق آدما ، بصورتهای مختلفی بروز و جلوه میکنه. هر کدوم از ما با دید مخصوص به خودمون به اطراف نگاه میکنیم و هر کدوم ، مصادیق زیبایی و کمال رو در یه جا جستجو میکنیم. برداشتهای هر کدوممون هم با دیگری متفاوته.  وقتی همه ی اینا رو کنار هم بذاریم ، می بینیم همه ی ما عاشق زیبایی هستیم و هر یکیمون به یه نوعی داریم کمال رو ستایش میکنیم.

 

یکی کمال و زیبایی رو در گفتار میبینه ، یکی در رفتار ، یکی در فکر یکی در عمل ، یکی در ظاهر یکی در باطن ، یکی در انسانها یکی در طبیعت ، یکی در زمین یکی در آسمون ، یکی در نشاط یکی در غم ، یکی در گفتن یکی در شنیدن ، یکی در دیدن یکی در دیده شدن ، یکی در خودیها یکی در غریبه ها ، یکی در روز یکی در شب ، یکی....یکی....یکی.....یکی....

همه حق دارن. دور تا دور ما ، پر از چیزاییه که لیاقت مهر ورزیدن دارن. راحت میشه زیبا بین شد و ساده میشه دلبستگی پیدا کرد ( هر چند که زندگی برای آدمای مهرورز و زیبابین سختیهای فراوونی هم بدنبال داره .....)

 

پنجشنبه شب مراسم تودیع آقای منجمی و معرفی آقای اسحاقی در مرکز ادیب برگزار شد. دیدن اشکهای آقای منجمی و همکارای مرکز هم تلخ بود و هم شیرین. تلخیش که گفتن نداره اما شیرین بود چون بخوبی میشد حس تعلق خاطر رو در این اشکها و بغضها دید.

 

الان ، یه عصر جمعه ی دیگه. یه دلتنگی دوباره. گریه ، یکی از بزرگترین نعمتهای خدا است..... چقدر امشب .....