نمیدونم در این کوه صفه چی نهفته که هر بار که به قدم بر این کوه میزارم یه موضوع جدید برام تداعی میشه و مرتب بهم تلنگر میزنه. شاید این موهبت ، به برکت بدنهای شریف و مقدسی باشه که در پای این کوه آرمیده اند. یکشنبه شب که رفته بودم کوه ، با خودم مقدار تجهیزات عکاسی برده بودم. همین چند کیلو بار اضافه ، یه مقدار سرعتم رو گرفته بود. امروز غروب دیگه اون بار اضافی رو نداشتم و برای همین ، خیلی تند و چالاک رفتم تا بالای قله و استراحتی هم در بین مسیر نداشتم.

 وقتی رسیدم بالا ، ذهنم متوجه همون بار اضافه شد..... توی زندگی ما خیلی چیزای مادی و غیر مادی هستند که شدند بار اضافی زندگی. حمل این همه بار ، سرعت رشد و پیشرفت ما رو میتونه کند (Kond) کنه. باید همیشه حواسمون به اون چیزایی که با خودمون برمیداریم باشه. بعضیهاش واقعا" لازمه و بعضیهای دیگه نه..... خداکنه بتونیم سبکبار باشیم. سبکباری ، سبکبالی رو به دنبال داره و میتونیم طوری حرکت کنیم که شبیه به پرواز باشه.

 امشب در بالای کوه به دوستانم در مرکز ادیب با چراغ علامت دادم تا من رو ببینند. خیلی دوست داشتم برای یه لحظه چراغم رو همون بالا روشن نگه دارم و بیام توی مرکز و ببینم چه جوری دیده میشه. حیف که هنوز اونقدر سبکبار نشدم تا بتونم با یه پرواز کوتاه اینکار رو انجام بدم. اما میتونم حدس بزنم ، نور این چراغ باید شبیه به نور یه ستاره دیده شده باشه.

 آیا توی ستاره های آسمون هم ، یکی داره برامون با چراغ علامت میده؟ خوب فکر کنید...... من که اعتقاد دارم پاسخ به این پرسش ، مثبته .......