وای از دست جدا

از غمت در کودکی موهایم سفید شد

انتظار کشیدم ، فریاد برآوردم

چرا عباس تاخیر کرد و نیامد؟

ای کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت

کجاست عمویم؟

چرا عباس تاخیر کرد و نیامد؟

ای حسین ؛ ای سر پناه من

من دردانه شما ، سکینه هستم

از تو معذرت میخواهم ای پدر

و میدانم که معذرت خواهی من قبول میشود

چرا که من بودم که از عموی خود

تقاضای آب کردم

آتشها در دل من شعله ور شد

و چنین بود که عمویم رفت و من به انتظار او ماندم

و آنقدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم

و پیوسته لحظه ها را شمارش کردم

و این جان به لب رسیده ، فریاد میکرد

اشکم جاری است ، چشمانم خونی است

کجاست عمویم؟

چرا عباس تاخیر کرد و نیامد؟

انتظار میکشم در حالیکه

قلبم مانند بال کبوتران در حال پرپر زدن است

به خودم گفتم چرا از عمویم آب طلب کردم؟

خود را سرزنش کردم و بشدت پشیمان شدم

آیا عمویم بازخواهد گشت؟

آیا علم و مشک و شمشیر او را دوباره خواهم دید؟

من سیراب شدن را نمی خواهم

اکنون فقط بازگشت عمویم با سلامتی را میخواهم

کاش به کربلا نمی آمدم

کاش از او آب طلب نمیکردم

آه و فریاد از دل برآوردم و آرزو میکنم

هرگز آتش دل سرد نگردد

این بلای عظیم که بر من وارد شده

مرا از پای خواهد انداخت

کجاست عمویم؟

چرا عباس تاخیر کرد و نیامد؟

ای پدر؛ این پیغام مرا از من بگیر

و پیش آن ماه منیر ( قمر بنی هاشم ابوالفضل ) برو

از نهر علقمه در باره او سوال کن

تا شاید خبری از او بدست آوری

و اورا بیابی

اگر ای پدر او را یافتی

از طرف من از او عذر خواهی کن

به او بگو ای عباس ؛ برگرد

سکینه دیگر از تو آب نمیخواهد

آرزو میکنم ، دعا میکنم

که او را زنده بیابی

صحیح و سالم و سرزنده

و با او به خیمه برگردی

او رویای من است

او امید من است

کجاست عمویم؟

چرا عباس تاخیر کرد و نیامد؟

این اشعار زیبا و سوزناک ترجمه نوحه سرائی حاج باسم کربلائی است. در باره عشق یه بیت خیلی مشهور است که مصرع اول اون رو الان بیاد ندارم. در مصرع اول به عشق اشاره میشه و شاعر میگه عشق یه داستان و یه موضوع بیشتر نیست ولی تعجب انگیز است که این داستان را " از هر زبان که میشنوم نامکرر است ". در مورد کربلا هم همین وضعیت وجود داره. بارها و بارها داستان کربلا رو خوندیم و شنیدیم ولی هر بار حس میکنیم که این داستان رو برای اولین باره که میشنویم. دلیل این نامکرر بودن ، نمایان شدن جلوه عشق حقیقی در کربلاست. ما هر باره از یک زاویه به روایت عاشقی در کربلا نگاه میکنیم.