چندین سال پیش در موزه زمان ( تهران – بالاتر از تقاطع میرداماد ) عقد نامه ی دختر فتحعلی شاه قاجار رو دیدم ؛ یه ورقه ی بزرگ و تزیین شده با انواع هنرهای دستی. متن این عقد نامه خیلی برام جالب بود. اکثر بخشهای متن ، در وصف جمال عروس خانم بود ( که البته طبیعی هم بوده ؛ کی جرات داشته از گل نازکتر در مورد دختر شاه قاجار بگه؟ ). ولی نکته ی جالب ، جمله بندیها و تعاریف بسیار ظریف و زیبا بود که در جای جای این عقد نامه به چشم میخورد.

 

مدتی بعد در یه مجلس بله برون ، بستگانم از من خواستند که توافقات بین خانواده ی عروس و داماد رو روی کاغذ بیارم. وقتی خواستم بنویسم ، یاد عقد نامه ی دختر فتحعلی شاه افتادم. یه تفعل به دیواان حافظ زدم و پس از نوشتن اون غزل در بالای ورقه ، به سبک همون عقد نامه ، جملاتی در کرامت ازدواج و این جور چیزها نوشتم و در مورد توافقات هم توصیفاتی آوردم. این نوشته اونقدر به مذاق اهل فامیل خوشایند اومد که بعد از اون ، هر وقت بله برون دارند ، از من میخوان که برم و توافق نامه رو بنویسم.

 

سه روز پیش بود که اذان و اقامه ی فرزند نو رسیده ی یکی از بستگان رو در گوشش خوندم. الان سه چهار نفر دیگه از بستگان در نوبت بدنیا اومدن بچه هاشون هستند و جالبه که همه هم گفتند علی آقا باید بیاد و اذان و اقامه ی بچه ی ما رو بگه....

 

خوبه دیگه ، در کنار حسابداری و نجوم و عکاسی و باغبونی ، حالا خدمات عقد و عروسی و ..... هم ارائه میکنیم