چندی قبل دوست و استاد ارجمندم جناب آقای قاضی میر سعید مطلبی را با عنوان " بررسی معیار برنارد یالوپ " در سایت گروه غیر حرفه ای رویت هلال منتشر فرمودند. امروز فرصتی شد که نگاه دقیقتری به این مطلب داشته باشم. چند نکته در این باره به ذهنم رسیده است :

 

1-     در تمام معیارهای رویت پذیری هلال ، اظهار نظر در مورد رویت پذیری و رویت ناپذیری هلال ، بر اساس پارامترها و کمیتهای قابل محاسبه انجام میشود. به همین لحاظ ، موضوعاتی مانند شرایط رصدگاه ، شرایط جوی و پدیده ی لیبراسیون در محاسبات وارد نمیشود. ضخامت هلال در معیار یالوپ ، فارغ از موضوع لیبراسیون بیان میشود. کما اینکه وقتی به پارامتر ارتفاع هلال اشاره میکنیم ، منظور ارتفاع هلال از افق نیست بلکه ارتفاع مرکز ماه ( که در آنجا اثری از هلال نیست ) را بیان می نماییم ( البته در معیار رصدخانه ی آفریقای جنوبی تعریف ویژه ای از ارتفاع ماه وجود دارد ).

 

2-     منظور از Best Time ، بهترین زمان برای رویت هلال نیست. این یک اسم است. یالوپ ، محاسبه ی پارامتر q را برای زمانی که چهار نهم مدت مکث ماه سپری شده باشد ( که آن را Best Time می نامد ) انجام داده است. برخی کارشناسان هم تعاریف استاندارد دیگری را مطرح کرده اند ( مثل قرار گرفتن خورشید در 5 درجه زیر افق ). اینها همه اسم است و نیازی نیست در مورد همه ی هلالها ، رصدگر به انتظار رسیدن این زمان بنشیند تا هلال را ببیند ؛ کما اینکه محاسبه مختصات هلال برای لحظه ی غروب خورشید ، بدین معنا نیست که هلال ماه در لحظه ی غروب خورشید قابل رویت است.

 

 

3-     معیار یالوپ بر مبنای 273 داده ی رصدی ( که کمتر از 5 رصد هلال بحرانی در آن وجود داشته است ) پایه گذاری شده و آقای یالوپ نیز بعد از مشاهده ی نتایج رصدهای رصدگران ایرانی که در اجلاس ابوظبی ارائه شده بود اذعان داشتند که باید این معیار مورد بازنگری قرار گیرد. رکوردهای حدّی ، نقش تعیین کننده ای در معیارهای رویت پذیری هلال دارند . بدلیل تعداد اندک اینگونه داده ها ، احتمال بروز خطا در معیارها ، امری عادی است. البته پر واضح است ، معیاری که دارای دقت بالاتری باشد ، خطای کمتری هم خواهد داشت.