با اینکه سریال معروف جمعه شبها ، یوسف پیامبر نام داره اما نقش اصلی این سریال رو ، نه هنرپیشه ی مرد ( یوسف ) بلکه خانم کتایون ریاحی ( زلیخا ) بازی میکنه. چند هفته ی قبل اشاره ای به یه سکانس رویایی از هنرمندی ایشون کردم. در هفته ی گذشته هم ، سکانس یکتاپرست شدن زلیخا ، به زیبایی هر چه تمامتر توسط خانم ریاحی اجرا شد. دیالوگها تاثیر گذار این سکانس هم به زیبایی اون اضافه کرده بود. با اینکه پایان این سریال لو رفته و معلومه که چه بر سر زلیخا خواهد اومد اما دوست دارم بخشهای مربوط دوری زلیخا و یوسف بیشتر طول بکشه و بیشتر بهش پرداخته بشه چون مطالب زیادی میشه در این باب یاد گرفت.....

 

یه جلسه ی چهار ساعته ، پایان بخش فعالیتهای اداری روز گذشته ی من بود. پس از مدتها تصمیمات اساسی و مهمی در مورد پروژه های IT حوزه اداری مالی شهرداری گرفته شد که اگر انشاءالله به اجراء دربیاد میتونه منشاء تحول مهمی در شهرداری اصفهان باشه. پیگیری اجرای این مصوبات هم بر عهده ی من گذاشته شد. تا سال 1382 ، علاوه بر وظایف و مسئولیتهای جاری که در شهرداری دارم ، مسئولیت دبیری کمیته نظارت بر اجرای طرح جامع انفورماتیک شهرداری را هم داشتم اما از اون به بعد بخاطر تغییر مدیران ارشد شهرداری ، این مسئولیت به واحد دیگری محول شد و حالا بعد از 5 سال دوباره متولی همون کار در حوزه ی اداری مالی شدم. جالبه که اکثر تصمیمات اتخاذ شده در جلسه ی دیروز بر پایه ی پیشنهاداتی بود که من در سال 1379 ارائه کرده بودم. از یه بابت خوشحال بودم که افکار و نظراتم در سال 1379اونقدر پخته و کامل بوده که بعد از 8 سال ، هنوز میشه از همون افکار و نظرات استفاده کرد و از جهتی دیگه ناراحت بودم که چرا 8 سال زمان رو از دست دادیم.....

 

ماجرای خریدهای شب عید از دیشب برامون شروع شد. هر چند شلوغی و ترافیک این روزها و شبها دردسرهایی رو ایجاد میکنه ، اما شور و شوقی که در خونواده و مردم دیده میشه ، جالبه. انگار آخر سال مصادف با آخرالزمان میشه! همه در تکاپو و آمد و شد. این هم یه تنوع دیگه ؛ سریالی که در پایان هر سال تکرار میشه و کسی از تکرارش گله نمیکنه...