کوهپیمایی های سال 88 رو از بعد از ظهر 14 فروردین شروع کردم ؛ اون هم پس از 15 روز تعطیلی این برنامه ی مفرح ورزشی. روز اول ، ناامید کننده بود. رکورد من در رسیدن به قله 55 دقیقه است ولی در 14 فروردین حدود 90 دقیقه طول کشید تا کشان کشان خودم رو به قله رسوندم. در ایام تعطیل خیلی مواظبت کردم تا اضافه وزن پیدا نکنم اما عدم تحرک کافی باعث شده بود که نتونم راحت بالا برم.

 

در عوض ، امروز بعد از ظهر با کم کردن وزن وسایلم ( کفشها و کوله ) تونستم یه رکورد جدید برای خودم به ثبت برسونم و ظرف 50 دقیقه به بالای قله برسم. فکر میکنم با کمی تمرین بیشتر و کم کردن وسایل ، بتونم در اواسط بهار 5 تا 10 دقیقه ی دیگه این رکورد شخصی رو بهبود ببخشم. وقتی در اوج خستگی ناشی از فعالیت زیاد ، روی سنگها دراز میکشم ، قلبم طوری میتپه که انگار میخواد از قفسه ی سینه ام بزنه بیرون. اما خیلی سریع شرایط عادی میشه و دوباره شروع میکنم. در این دو صعود ، یکی دو راه جدید رو هم امتحان کردم. راههای جدید ، شرایط رو عوض میکنند و فکر کردن در باره ی اونها باعث میشه که کمتر خستگی رو حس کنم.

 

از این کوه صفه دوست داشتنی ، تا بحال خیلی چیزا یاد گرفتم. بالا رفتن از این کوه برای من فقط ورزش نیست ؛ تمرین زندگیه....