در خرداد ماه سال قبل ، یک مشکل اساسی در تنفسم پدید اومد که تا چند هفته برنامه های عادی زندگیم رو تحت تاثیر قرار داد. امسال هم در خرداد ماه ، با یه مشکل دیگه روبرو شدم!

 

روزها میگذرند حادثه ها می آیند

انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم

 

دیروز بعد از ظهر وقتی پای کامپیوتر بودم به یکباره دیدم همه چی داره دور سرم میچرخه. در طی یه مسیر سه چهار متری ، چند بار نزدیک بود بخورم زمین. دراز کشیدم اما دیدم سقف خونه هم در حال چرخشه. بعد از دو ساعت استراحت ، حالم کمی بهتر شد اما هنوز هم آثار عدم تعادل و سرگیجه رو داشتم. شب ، خودم به بیمارستان رفتم. چند آمپول و یه سرم بهم زدند و گفتند باید امشب رو در بیمارستان باشی. آزمایشات اولیه ای رو هم انجام دادند تا مطمئن بشوند در حال سکته ی قلبی نیستم. بحمدالله در زمینه ی قلب مشکلی نداشتم.

 

از سال 1365 تابحال ، خوشبختانه در بیمارستان بستری نبودم. دلم نمیخواست این رکورد شکسته بشه! برای همین رضایت دادم و اومدم خونه. از امروز صبح هم با مراجعه به متخصصین مغز و اعصاب پیگیر شدم که ببینم چه مشکلی پیش اومده. ظاهرا" یه چند وقتی باید دنبال این موضوع باشم. سلامتی نعمت بسیار بزرگیه. از محضر دوستان طلب دعای خیر برای همه ی بیماران دارم.