جمعه شب بدلیل اینکه در بخش اورژانس بیمارستان خانواده زیر سرم بودم قادر به تماشای فیلم مستند تبلیغاتی دکتر احمدی نژاد نشدم ، اما دیشب فیلم مهندس میر حسین موسوی را دیدم.

 

همانند اولین مصاحبه تبلیغاتی ایشان که از تلویزیون پخش شد ، آنچه که در این مستند موج میزد سادگی ، صمیمیت ، دوری از هنرپیشگی ، سخن گفتن با زبان عامیانه ی مردم ، نقد مودبانه و در عین حال جدی دولت و تاکید بر خط نورانی اهل بیت علیهما سلام و شهدا و امام شهیدان بود. شاید تنها بتوان این فیلم را با مستند تبلیغاتی حجت الاسلام سید محمد خاتمی در سال 76 مقایسه کرد.

 

میر حسین موسوی در ابتدا به سیادت خود اشاره کرد ؛ موضوعی که متاسفانه توسط یکی از مداحان مشهور تهران ( که بخاطر شأن مداحی اهل بیت هم که شده نباید وامدار هیچ گروه و حزبی باشد و مانند بزرگان دینی به خصوصیات بپردازد و نه مصادیق اما هم اکنون او و تعدادی از اطرافیانش جزو یاران غار دولت نهم شده اند و در حمایت از محبوب سیاسی خود از هیچ کاری ، حتی مایه گذاشتن از روضه ی اهل بیت علیهما سلام فروگذار نمیکنند و به هر دروغ و نیرنگی متوسل میشوند ) آن را مورد تردید قرار داده بود.

 

میر حسین آنگاه خاطرات اول انقلاب را مرور کرد. علاقه اش به امام امت رضوان الله تعالی علیه ستودنی بود ؛ و باز با همان زبان عامیانه و صمیمی در این باره حرف زد. نصیحت پدربزرگش به پدرش را یادآور شد که وقتی روی اسب هستی مردم را بصورت دیگری میبینی ، از اسب پایین بیا و به مردم نگاه کن. و چه خوب این نصیحت را با قرار گرفتن بر روی اسب قدرت تلفیق کرد.

 

فیلم سفرهای انتخاباتیش پخش شد. درد و دلهای بی روتوش مردم با او. اینها درد و دلهایی است که امکانی برای پخش در رسانه ی ملی ما نداشته است چرا که در غوغای عدالت محوری دولت نهم ، جایی برای هیچ حرف مخالفی نیست.

 

موسوی به رنگ و پرچم سبز هم اشاره کرد ؛ و چه اشاره ی بجا و زیبایی. او گفت که این پرچم نشانه ی اهل بیت عصمت و طهارت است و استفاده از آن مسئولیت ما را سنگین میکند که باید همان راه اهل بیت علیهما سلام را برویم و همان عدالتی را اجراء کنیم که مد نظر آنان بوده است ( و عجیب است که در غوغاسالاری طرفداران افراطی دولت مهرورز نهم ، حتی با انتخاب این رنگ هم برخورد می شود. اما مهم نیست ؛ بگذار هر چه میخواهند بگویند. بقول مهندس موسوی ما ریشه در این خاک داریم که علوی و ایرانی است )

 

در مورد پیامهای خصوصی یه دوست گرامی هم باید عرض کنم : همانطور که شما گفتید به نظر میرسه رقابت اصلی بین آقایان مهندس موسوی و دکتر احمد نژاد باشه. ممکنه بعضی ها فکر کنند آقای مهندس موسوی در حال تخریب دولت نهم است اما با ذکر مثالی پاسخ میدم که اینطور نیست.

وقتی شما دستتان را برای مدتی در آب خیلی سرد و یا آب داغ قرار دهید و بعد همان دست را در آب ولرم بگذارید چه حسی به شما دست می دهد؟ اگر دستتان در آب سرد بوده باشد ، آب ولرم را داغتر از آنچه که هست حس میکنید و اگر در آب داغ بوده باشد ، آب ولرم را خنکتر از حد واقعی آن.

در این سالها آنقدر در صدا و سیما در تعریف و تمجید از دولت مهرورز و عدالتخواه نهم حرف زده شده که حال اگر کسی فقط بخش کوچکی از حقایق موجود در جامعه را بیان کند ، ممکن است آن را تخریب تفسیر کنند. این تخریب نیست ، این بیان همان حقایقی است که اجازه ندادند گوش ما به شنیدن آن عادت کند. تا بحال در دولت نهم هر گونه مشکلی را هم که بوجودش اذعان کرده اند یا آن را به اجانب نسبت داده اند و یا به مافیا. فقط و فقط در یک مورد ( رشد افسار گسیخته ی نقدینگی ) آقای رئیس جمهور اشتباه بانکهای دولتی را پذرفتند اما بلافاصله گفتند آنها با نیت خیر اینکار را کرده اند!!

 

من نمیخواهم بگویم مهندس موسوی دارای عصمت است و چنین و چنان میکند اما به شخصه اعتقاد دارم چنانچه دولت کنونی بخواهد با همین رویکردی که تاکنون داشته است چهار سال دیگر نیز زمام اجرایی کشور را در دست داشته باشد ، ما شاهد پست رفت ایران در تمام عرصه های داخلی و خارجی خواهیم بود و آنچه که عادلانه بین مردم توزیع خواهد شد ، فقط فقر است. به نظر بنده راه برون رفت از این مشکل یا تغییر رویه ی دولت است ( که بسیار بعید می نماید ) و یا تغییر دولت. شما اگر به حرفها و برنامه های دو کاندید محترم دیگر هم توجه کنید در می یابید که آنان نیز با اینکه دارای خط فکرهای سیاسی متفاوتی هستند اما بشدت از ادامه رویه ی دولت کنونی نگرانند و آن را آفتی برای کشور میدانند.