مناظره آقایان موسوی و رضایی خط بطلانی بود بر اظهارات آقای احمدی نژاد که موسوی را نماینده ی هاشمی در این انتخابات نامید.

 

آقای موسوی در بین ساستهای کلی نظام ، اعلام کرد که با رویه ی فعلی مورد عمل مجمع تشخیص مصلحت نظام موافق نیست. به عقیده ی او ، سیاستهای کلی باید مختصر ، جامع و کلان باشد و پرداخت به جزئیات ، وظیفه ی مجمع نیست و مجلس و دولت باید در این زمینه اقدام نمایند. روش کنونی ، نوعی دولت در دولت را تداعی میکند بخصوص زمانی که بدانیم برخی از اعضای محترم مجمع در نظر دارند نظارت بر اجرای سیاستهای کلی نظام را هم به شرح وظایف مجمع بیفزایند. آقایان آیت الله هاشمی رفسنجانی و دکتر رضایی مدافع این روش کار در مجمع هستند و البته دلایلی نیز برای اینکار دارند. اما افرادی مانند مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد موافق این رویه نیستند.

 

در مورد سیاستهای اجرائی اصل 44 قانون اساسی نیز همین رویکرد وجود دارد. آقای موسوی عقیده دارد که شرح و بسط مفصلی که در مجمع تشخیص مصلح نظام در مورد اجرای این اصل داده شده است اولا" از حدود قانون اساسی خارج شده است و ثانیا" پیاده کردن ساز و کار اجرای این سیاستها را دچار چالش کرده و دولت را با مشکل مواجه نموده است. ایشان اعتقاد دارد که باید نهادی زیر نظر دولت و با اختیار تام و در زمانی تعیین شده به این مهم بپردازد. این نظریه ی آقای موسوی دقیقا" همان نظرات آقای دکتر احمدی نژاد است.

 

حال باید از جناب آقای احمدی نژاد پرسید چطور آقای موسوی نماینده ی آِت الله هاشمی است اما در اینگونه نظریه های کلان ، همسو و همفکر نظرات شما است ؟ آقای موسوی سیاستهای اجرائی دولت نهم را مورد نقد قرار داده است و این نقد ، به معنای نمایندگی از آیت الله هاشمی نیست.