جامعه هنوز در التهاب مناظره ی آقایان موسوی و احمدی نژاد است ؛ بازی بسیار خطرناکی که آقای احمدی نژاد در پیش گرفت. به راستی علت ورود به این بازی حساس چه بود؟ یکی از معاونین رئیس جمهور به فشار مردمی برای افشای نام مفسدان اقتصادی اشاره میکند اما بنا به دلایلی اعتقاد دارم حقیقت چیز دیگری است

 

آقای احمدی نژاد به درستی دریافته بود که رقیب اصلی او در این انتخابات ، آقای موسوی است . نتایج نظر سنجیها نشان میداد که اقبال عمومی آقای موسوی روزبروز در حال زیاد شدن است. تنور انتخاباتی که طرفداران رئیس جمهور برای خود روشن کرده بودند حالا به اندازه ای داغ شده بود که سوختن نان ، قطعی بود. اما متاسفانه ( متاسفانه از منظر اطرافیان رئیس جمهور ) در کارنامه ی آقای موسوی چیز دندان گیری برای افشاگری وجود نداشت هیچ ؛ حمایتهای مکرر امام راحل از ایشان و حضور 20 ساه ی ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم مقام معظم رهبری از یک سو و حمایت جریان اصیل اصلاح طلبی ( که خود حمایت میلیونی مردم ایران را دارد ) از سوی دیگر باعث شد که آقای احمدی نژاد عرصه ی رقابت را تنگ و فشرده ببیند.

 

در چنین زمانی و برای برون رفت از این وضعیت لازم بود که به جامعه شوک وارد شود. این آخرین تیر ترکش آقای احمدی نژاد بود که مستقیما" افکار عمومی جامعه را هدف گرفت. از چند روز قبل از مناظره ، پلاکاردهایی توسط ستادهای خود جوش!! آقای احمدی نژاد در اصفهان نصب شد که از مردم دعوت میکرد در شامگاه 13 خرداد مناظره را ببینند و قضاوت کنند. ( واقعا" آدم می ماند که این ستادهای خودجوش مردمی از کجا میدانستند در این مناظره بنا است چه اتفاقی بیفتد؟ ). جالب است این دعوت ، فقط برای مناظره ی 13 خرداد بود و در اصفهان دعوتی برای سایر برنامه های تلویزیونی آقای احمدی نژاد ( بخصوص دو مناظره ی دیگر ایشان ) نشده بود.

 

من چند روز قبل از رویدادها به یکی از دوستانم گفته بودم که مطمئن هستم آقای احمدی نژاد در این مناظره ، بیش از آنکه با آقای موسوی بحث کند ، به آقایان هاشمی و خاتمی حمله خواهد کرد. زیرا این مدل حرف زدن ، طرفداران خاص خودش را دارد و آقای احمدی نژاد میتواند از این طریق بخشی از آبا رفته را بجوی برگرداند.

 

در شب مناظره اما آقای احمدی نژاد پا را از این فراتر گذاشت. او در مورد آقای خاتمی پرونده ای نداشت و فقط تدابیر سیاسی خاتمی را مورد حمله قرار داد اما در عوض ، بجز آقای هاشمی و فرزندانش ، پای آقای ناطق نوری ، آقای صفائی فراهانی و همسر آقای کرباسچی را هم بوسط کشید. هر چند صفائی فراهانی و همسر آقای کرباسچی در این دادگاه بدون قاضی مورد حمله ی آقای احمدی نژاد قرار گرفته و توان دفاع از خود را نداشتند ( اینکار برای هر شهروند ایرانی که روی دهد تفاوتی نمیکند و ناپسند است ) اما حساسیت موضوع در مورد آقایان هاشمی و ناطق نوری بسیار بیشتر است.

 

آقای هاشمی با حکم مقام رهبری رئیس ممع تشخیص مصلحت نظام و با رای نمایندگان مجلس خبرگان ، رئیس این مجلس است. آقای ناطق نوری هم با حکم مقام رهبری ، علاوه بر عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام ، رئیس بازرسی بیت رهبری نیز است. منش والای مقام رهبری یگونه ای است که ایشان حتی از مخالفین خود هم برای اداره ی بهینه ی کشور استفاده میکنند که بعنوان نمونه میتوان به حکم عضویت آقای عبدالله نوری در مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرد و این در حالی بود که آقای نوری ، اعتقادی به ولایت مطلقه فقه نداشتند.

 

بازی خطرناک آقای احمدی نژاد از اینجا شروع میشود که عضویت در یک مجمع مشورتی ، با اداره ی یک نهاد حساس حکومتی زمین تا آسمان فرق دارد. وقتی آقای احمدی نژاد ، هاشمی و ناطق نوری را متهم به فساد اقتصادی میکند ، خواسته یا ناخواسته این پرسش را در جامعه بوجود می آورد که ارتباط مقام رهبری با این مفسدین اقتصادی چیست و چرا آنان علیرغم فسادی که برایشان عنوان شده است هنوز در مناصب حساس مشغول بکار هستند؟

 

متاسفانه آقای احمدی نژاد که طرفدارانش او را یاور مقام رهبری عنوان میکنند ، در این مناظره ، برای جمع آوری رای بیشتر ، حرفهایی زد که تاون آن را کل نظام و در راس آن مقام معظم رهبری باید بدهند. آیا این معنی یاوری رهبری است؟ آیا این بود پاسخ تمامی محبتها و عنایاتی که حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی در طول این 4 سال از شما کردند؟

 

جای تاسف بسیار است که گروهی برای ماندن در قدرت و جمع کردن چند رای بیشتر ، اینچنین از کیسه ی نظام و رهبری نظام خرج میکنند.