دیروز از اون روزهای پر کار و سرشار از موفقیت بود. توی اداره در جلسه بودجه سال آتی شرکت کردم. یه پیشنهادی در مورد اصلاح بودجه سال جاری شهرداری اصفهان مطرح کرده بودم که به تایید رسیده بود واقعش اینکه حرف و پیشنهادم منطقی بود و برای همین هم پذیرفته شد ؛ و مثل همیشه خوشحال شدم که میتونم موثر باشم. خدا رو شکر

بعد از ظهر سراغ نمایندگی پاناسونیک رفتم تا جارو برقی خونمون رو بدم برای تعمیر. برخورد و رفتار مسئول مربوطه فوق العاده و بسیار با احترام بود ( چیزی که این روزها آدم کم مشاهده میکنه ). وقتی اشکال دستگاه رو گفتم ، دستگاه رو نگاه کرد و پرسید کی اینو باز و بسته کرده؟ گفتم خودم. چیزی به من نگفت اما احتمالا" با خودش میگفت گیرم که حسابداری باشی و منجم ، شاید یه نموره عکاس باشی و تحلیلگر سیستم ؛ اما عمرا" اگه تعمیر جارو برقی سرت بشه!!! برای اولین بار بود جارو برقی رو باز میکردم. خوشبختانه در حین کار هیچ چیزی رو اضافه یا کم نیاوردم ولی موقع جا زدن قطعات اونقدر ناشیانه عمل کرده بودم که همسرم هم متوجه شد کارم رو درست به اتمام نرسوندم ، تعمیرکار حرفه ای که جای خود داره.

فرزند کوچکم در مدرسه گفته که بابام نجوم بلده. اونها هم از من خواستند برم مدرسه و یه بخش کتاب علوم رو برای بچه های چهارم ابتدائی درس بدم. دیروز رفتم یه مقدار وسیله خریدم تا کارم بهتر انجام بشه. کلی توی خرج افتادم اما خودم راضی هستم. از درس دادن به کوچولوها خیلی خوشم میاد. بعضیها ممکنه فکر کنند کار راحتیه اما اصلا" اینطور نیست. باید بلد باشیم یه مطلب علمی رو با زبون قابل فهم برای بچه ها بیان کنیم. من چندین و چند تجربه موفق در این رابطه داشتم. حیف که وقت و فرصت ندارم که این آموزشها رو تداوم بدم. تابستون سال گذشته یه دوره آموزش نجوم برای بچه های دوره ابتدائی در مرکز ادیب گذاشتم. اونقدر براشون جذاب بود که تا مدتها برای رصد آسمون و دیدن من میومدند مرکز. خونواده های اونها هم بسیار شاد بودند که فرزندشون اینقدر به یک موضوع علمی با دقت توجه میکنند. (http://www.kamaneasemani.com/news/1384/840416.html)

بعد از خرید وسایل رفتم دوربین رو از ماشینم برداشتم و روی سی و سه پل مستقر شدم. دم دمادی غروب بود و موقع رصد هلال صفر. ساعت 17:55 بود که هلال ماه رو با دوربینم دیدم و 15 دقیقه بعد هلال رو با چشم هم تونستم ببینم. مشغول عکاسی شدم ، عبور پرنده های مهاجر از مقابل دوربینم باعث میشد که عکسهای نسبتا" جالبی بگیرم. چند توریست ژاپنی هم اومدند و از کار من عکس گرفتند. هلال ماه رو با دوربین به یکی از اونها نشون دادم. خواستند که ازشون چند عکس یادگاری بگیرم. خیلی تشکر کردند. مثل اینکه شغل عکاسی ( البته بصورت مفتی ) رو هم باید به سایر مشاغلی که دارم اضافه کنم....

توی خونه هم چند طرح از سیارات آماده کردم ( برای همون مدرسه ) . ناچار شدم یه مقدار طراحی و نقاشی هم انجام بدم تا بهتر بتونم مطالب رو به بچه ها تفهیم کنم. تا حدود ساعت 11 شب درگیر اینکار بودم.

عکس پائین رو دیروز از هلال صفر گرفتم