"بسمه تعالی"
مشارکت در فعالیت‌ها و رقابت‌های انتخاباتی امری است خجسته و کارساز، و تمرینی است به سوی مردم‌سالاری که این روزها ایرانیان به شیوه‌هایی خلاق و خودجوش بدان تمایل و اشتیاق یافته‌اند.


این موج که اکنون خود را رخ می‌کشد کار امروز و این چند روز نیست، سال‌هاست که جریان دارد و ادامه خواهد یافت. گاه به بهانه چیزی یا کسی سر بر می‌کشد و گاه دیگر فرود می‌آید تا وقت وقتش دوباره برخیزد. گونه‌گونی مردم، جلوه‌های حضور آنان در عرصه عمومی و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی را نیز گوناگون و رنگ‌رنگ کرده است؛ رنگ‌هایی هماهنگ یا در ستیز که اگر دستانی هنرمند، به فراوانی همه ایرانیان، آن‌ها را به کار برند، حاصل کار، هر چه باشد، مایه امید است و اگر به دست کسانی ناشی و بی‌هنر افتند، نتیجه، نامطبوع و زننده می‌شود و هدف اصلی که همان آزمودن زندگی عقلانی و گسترش روح بردباری است، بر باد خواهد شد.

خشونت‌ورزی و زیاده‌روی شیوه زورگویان متعصب است، ما رنگ سبز را برگزیده‌ایم تا صلح را به یادمان آورد؛ سبز رنگ رشد است، رنگ اخلاق و معنویت است، رنگ ایرانی آزاد و آباد و بالنده است. ما سرباز آزادی و اخلاق و عدالتیم، مراقب باشیم که قواعد بازی خشونت و زیاده‌روی را بر ما تحمیل نکنند. این بازی را به شیوه آزادگان و صالحان باید پیش برد و برد. از همه کسانی که زیر رنگ سبز گرد آمده‌اند، انتظار می‌رود از خشونت و خشونت‌طلبان کناره‌گیری کنند، حقوق مخالفان را پاس دارند و قانون، اخلاق و قواعد اجتماعی را محترم شمارند تا رفتارشان الگویی برای آزادگی و بردباری به دست دهد و زمینه‌ای فراهم آورد تا رویای مردم برای ایرانی آزاد و آباد، به واقعیت، نزدیک‌تر شود؛

 

ایرانی که در آن "کارگر غصه نان شب فرزندانش را نداشته باشد"، "کشاورز همه دارایی و سرمایه‌اش را همیشه در خطر تندبادی ناگهانی نبیند"، "زنان احساس ناامنی و بی‌پناهی نکنند و مجبور نباشند برای برخورداری از کمترین حقوق خود به هر ستمی تمکین کنند، کودکان در امان باشند، آزار نبینند و در آغوش مادران‌شان و اگر ممکن نشد در آغوش اجتماع بیاسایند و ببالند؛ منزلت سالمندان، بزرگ‌مردان و شیرزنانی که عمر خود را صرف خدمت به این سرزمین کرده‌اند، محفوظ بماند و سفره‌های‌شان گسترده و دستان زحمت‌کشیده‌شان پربرکت باشد و عاطفه تقسیم کند؛ پدران و مادران نگران آینده فرزندشان نباشند؛ دختران و پسران شایسته، دوشادوش و برابر در حقوق و فرصت‌ها، با چشم‌اندازی روشن در پیش رو و امیدوار به زندگی، از این که در ایران زاده شده‌اند به خود ببالند و آزاد از موانع مزاحم و ناروا، برای ساختن آینده خود و میهن‌شان بکوشند؛ معلمان، ولی نعمتان جامعه باشند و فارغ از گرفتاری معاش، بکوشند کودکان‌مان را فرزند زمان خویش و شهروندانی آگاه و مسئول بار آوردند و به فرزندان‌مان گذشت و دوستی و احترام عقاید مخالف و ایستادگی در برابر ستم بیاموزند تا نسلی پرورده شود که در صلح زندگی کند و خودکامگلی را تاب نیاورد؛ نویسندگان و هنرمندان و دانشمندان‌مان آزاد باشند تا تخیلات، خلاقیت‌ها و ابتکارات خود را بدون ترس از محدودیت‌های ناروا بروز دهند و دانایی و هنرشان، در بند بخیلان کم‌مایه گرفتار نباشد؛ پیروان ادیان و مذاهب و فرقه‌های مختلف، در کنار هم با دوستی و آرامش زندگی کنند و هیچ کس به خاطر عقاید خود مورد سرزنش و عتاب قرار نگیرد و متحمل محرومیت‌های اجتماعی نشود؛ بیان عقاید آزاد باشد و کسی به خاطر ابراز عقیده، شکنجه و آزار نبیند؛ اقلیت‌های قومی و نژادی ، ایران را از خود و خود را همواره ایرانی بدانند و در اداره امور کشور عادلانه سهیم شوند؛ فرصت‌طلبان مزور، شهدای پاک ایران و اسلام را سرمایه زر و زور خود قرار ندهند؛ میهن‌دوستی، آزادگی و فداکاری به فراموشی سپرده نشود و جانبازان، سرافراز بمانند و خود را زیان‌دیده نپدارند؛ مفسدان کیسه خود را از اموال عمومی انباشته نکنند و امکانات عمومی را به نفع خود مورد سواستفاده قرار ندهند، فرصت‌طلبان از حلقوم ملت نبرند و بیت‌المال را که به فرموده امیر عدالت، علی (ع) حق بیوه‌زنان و یتیمان است عرصه تاراج خود و تبار خود نسازند و ...

به امید آن روز و با اطمینان از موفقیت، سنجیده و مصمم دست به کار شویم و اجازه ندهیم آنان که از اوضاع آشفته سود می‌برند با تحمیل زیاده‌روی و خشونت و بداخلاقی ، ابتکار عمل را به دست گیرند.

در خاتمه لازم می‌دانم از بذل عنایت و میزبانی محبت‌آمیز مردم ایران از جمله پیشه‌وران و صنعت‌گران، فرهیختگان و هنرمندان، فرهنگیان و ارباب رسانه و مطبوعات، کارگران و کشاورزان و کارمندان، مرزبانان و نظامیان، دانش‌آموزان و دانشجویان، نوباوگان و سالمندان، ورزشکاران و صنوف، اقوام و اقلیت‌ها، زنان و جوانان و به ویژه روستاییان زحمت‌کش و صبور تشکر نمایم و اطمینان دهم که همراهی و همنشینی من و مردم در صورت پیروزی در انتخابات نیز با اشتیاق ادامه خواهد یافت.
همچنین از همه آنان که توفیق دیدارشان را نداشتم عذر می‌خواهم و امیدوارم در موعدی مناسب افتخار و لذت دیدار حاصل گردد. این فرزند کوچک ملت، آرزویی جز تحقق آرمان‌های مردم ایران و یادآوری راه امام(ره) در سینه ندارد و امیدوار است فرصتی دست دهد تا به کمک مردم و میثاق وفاق عمومی، پرکاری و فداکاری و هم‌افزایی سرمایه‌های ارزنده اجتماعی، موانع رفاه و آزادی برطرف و نارسایی جبران گردد.

میر حسین موسوی -17 خرداد 1388