خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 

در آخرین شب تبلیغات انتخابات ، برای مشاهده ی رفتارهای مردم ، به خیابان های اصلی شهر آمدیم. غوغایی از جمعیت بود. دهها هزار نفر از طرفداران مهندس موسوی در حالیکه سر و روی خود را با پارچه های سبز پوشانده بودند در خیابانها حاضر بودند. اینان فقط جوانان پرشور نبودند ، بلکه در اکثر خودروهایی که مزین به تصویر مهندس موسوی بود ، خانواده ها بصورت گروهی برای حمایت از نامزد مورد علاقه خود حضور داشتند. بچه های کوچک که شالهای سبز را به پیشانی و دستان خود بسته بودند با تمام انرژی فریاد میزند موسوی موسوی.....

 

چنین صحنه هایی را در طول عمرم به ندرت مشاهده کرده ام. نمونه ای از آن در دوم خرداد 76 روی داده بود اما عظمت حضور مردم در این شبها ، میرود تا گوی سبقت را از دوم خرداد هم برباید. براستی چه چیزی باعث این حضور ناگهانی و حماسی شده است؟

 

چندی قبل دوستی از من پرسید چه کسی در این انتخابات پیروز میشود؟ به او گفتم هر یک از چهار کاندیدای حاضر در انتخابات آرای سنتی و خاص خود را دارد اما این رای دهندگان برنده ی این انتخابات را مشخص نمیکنند بلکه جمعیت خاموشی که به دلایل مختلف بطور معمول در انتخاباتهای قبلی حضور نداشته اند ، چنانچه به صحنه بیایند ، پیروز انتخابات را تعیین خواهند کرد. پس هر یک از کاندیداها که بتواند این جمعیت را برای حضور در انتخابات تحریک کند ، پیروز میدان شمارش آراء است.

 

در روزهای آغازین تبلیغات انتخاباتی بسیاری از هواداران مهندس موسوی ، تنها امید داشتند که انتخابات دو مرحله ای شود. نتایج نظر سنجیها نشان میداد که تا حدودی آرای آقای احمدی نژاد بر آراء آقای موسوی برتری دارد. با شروع تبلیغات تلویزیونی و شنیده شدن حرفها موسوی ، آرام آرام روند رو به رشد اقبال عمومی موسوی آغاز شد اما این رشد با شیبی ملایم حرکت میکرد. اما یک رویداد غیر قابل پیش بینی ، باعث تحریک همان جامعه ی خاموش شد . آتش فشانی شروع به فوران کرد که در عرض چند روز موجب ریزش گسترده ی آرای آقای احمدی نژاد و رشد بسیار چشمگیر آرای موسوی گردید. اما چرا این دریای خاموش به ناگهان اینچنین خروشان شد؟ چه عاملی باعث تحریک این آتش فشان شد؟ فقط یک نفر و فقط یک عامل ؛ محمود احمدی نژاد....

 

در شب مناظره ی آقای موسوی و احمدی نژاد ، بیش از 50 میلیون نفر بیننده ی داخلی و 150 میلیون نفر بیننده ی خارجی ، حیرت زده شنونده ی حرفهای بسیار تند احمدی نژاد در حمله به آقایان موسوی ، هاشمی و خاتمی بودند. وی همچنین هر سه نامزد حاضر در انتخابات را عوامل آقای هاشمی خواند. در ادامه صحبت ، آقای احمدی نژاد با بی احترامی هر چه تماتر با رقیب انتخاباتی خود گفتگو کرد و این همه ، در مقابل چشمان متعجب میلیونها ایرانی اتفاق افتاد. در 10 دقیقه ی پایانی آن مناظره ، آقای موسوی که در طول مناظره سعی کرده بود خونسرد باشد ، رئیس جمهور را مورد حمله ی شدید قرار داد و گفت رفتار امشب شما در این مناظره ، همان دلیل و احساس خطری است که مرا به صحنه ی انتخابات آورده است....

 

نمیدانم ؛ شاید آقای احمدی نژاد قصد داشته است با این تهاجم غیر قابل تصور ، آن جمعیت خاموش را به نفع خود به حرکت درآورد اما بدلیل روش اشتباهی که در برخورد با شخصیت فرهیخته ای همچون موسوی در پیش گرفته بود باعث شد نتواند به هدف خود برسد. همین رویداد در شب مناظره با آقای کروبی ادامه یافت و البته در این مناظره آقای احمدی نژاد آمارهای مختلفی را بیان کرد که باور آن برای اکثر مردم ممکن نبود. در شب مناظره ی موسوی و کروبی ، آقای موسوی از فرصت استفاده کرد و به نقد عملکرد دولت و روش برخورد آقای احمدی نژاد پرداخت و باز ، در اینجا هم داغترین بخش کار ، همان بخش آخر بود....

 

از این شب به بعد بود که آتش فشان ، فوران خود را آغاز کرد. حضور میلیونی موج سبز در راهپیمایی امروز تهران ، حضور بسیار گسترده و بی سابقه ی مردم اصفهان ، حضور میلیونها نفر از حامیان آقای موسوی در آخرین شب تبلیغات در خیابانهای شهرهای کشور ، همه و همه نشان میدهد که سیل عظیمی به راه افتاده است و قدرت این سیل آنقدر زیاد است که دیگر کسی حاضر نیست به حرفهای آقای احمدی نژاد در 20 دقیقه وقت طلائی که بر خلاف قانون به ایشان داده شد گوش کند ( دادستان کل کشور غیر قانونی بودن این اقدام را اعلام کرده است ). این خیل جمعیت همان آتش فشانی است که آیت الله هاشمی رفسنجانی در نامه ی اخیر خود بدان اشاره کردند. اگر اتفاق ناگوار و اشتباهی روی دهد ، این جمعیت قابل کنترل نیست و معلوم نخواهد بود جهت حرکت این سیل عظیم به چه سمتی باشد.

 

امشب از طریق رادیو بخشی از حرفهای رئیس جمهور را گوش کردم. او گفت آنقدر به من تهمت درغگویی زده اند که اگر بگویم ماست سفید است میگویند نه سیاه است. بله آقای رئیس جمهور ؛ برداشت شما درست است. دیگر کمتر کسی است که حرفهای شما را باور کند. اما مقصر این موضوع خود شما هستید. اگر برای اثبات خود ، دیگران را نفی نمیکردید ، اگر صادقانه به وجود مشکلات اعتراف میکردید و راهکارهای پیشنهادی خود را برای برون رفت از این مشکلات با مردم در میان میگذاشتید ، اگر برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات بی جهت اطلاعات و آمار را هدفمندانه تغییر نمیدادید و یا از آمار بصورت صحیح و اصولی استفاده میکردید ، اگر بعنوان بالاترین مقام اجرایی کشور و بعنوان یک مسلمان با رقیب خود همانند یک دشمن برخورد نمیکردید ، اگر ...اگر... اگر و باز هم اگر.... اگر همه ی اینها را رعایت میکردید ، مردم با شما چنین برخوردی نمیکردند و اینگونه از شما روی برنمیگرداندند.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ