اللهم ادخل علی اهل القبور السرور....

اللهم اشف کل مریض.....

اللهم فک کل اسیر.....

 

اولین کوهپیمایی ماه رمضان رو دیشب انجام دادم. بعد از افطار بلافاصله به کوه رفتم. در پارک صفه خانواده هایی برای صرف افطار اومده بودند اما مسیر کوه خیلی خلوت بود و از گردنه ی باد به بعد دیگه کسی در کوه نبود. هوا خنک بود و در اوایل مسیر نم نم بارون هم اومد. وزش تند باد همراه با گرو خاک و رعد و برق های پراکنده باعث شد که در مورد رفتن به قله دچار تردید بشم اما خیلی زود به این تردید غلبه کردم و رفتم بالای کوه.

 

در تمام مسیر تنها بودم و تونستم ظرف مدت 45 دقیقه بالای کوه برسم. در طول راه فکرم متوجه حادثه ی کردستان بود. نمیدونم کی درگذشتگان رو دفن کردند. شاید شب اول قبر اونها بود ، برای همین از طرف اونها نیت صدقه کردم. در بالای کوه فقط یک نفر حضور داشت. توقف کوتاهی داشتم. فکر میکردم شاید بشه هلال شب سوم رو در بالای کوه دید اما شرایط جوی مثل چند روز گذشته بود و افق غربی آکنده از ابر و غبار. در برگشت جمعیت زیادی رو دیدم که بعد از افطار و دیدن سریالهای تلویزیونی ، هوای پیاده روی کردند و اومده بودند کوه.

 

کوهپیمایی دیشب در سکوت محض سپری شد. شبهای بعد اینگونه نخواهد بود.....