توی کامپیوتر یه دیسک سخت ( Hard disk) و یه حافظه ی فوری ( Ram ) وجود داره. داده ها برای انجام محاسبات به حافظه ی Ram آورده میشند و محل ذخیره دائمی اونها در دیسک سخت است. بطور طبیعی ، اطلاعات از دیسک سخت پاک نخواهند شد و هر از چند گاهی و بنا به درخواستی که کابر داره ، این اطلاعات به حافظه Ram  برده شده ، پردازش میشه و نتیجه دوباره برای نگهداری به دیسک سخت برگردونده خواهد شد.

 

در مغز انسان هم تقریبا" همین روش وجود داره ؛ البته با پیچیدگی های به مراتب بیشتر و با کارائی بسیار بسیار بالاتر. شاید بارها و بارها برامون پیش اومده باشه که یه خاطره ای ، بدون مقدمه ای خاص از گوشه ی ذهنمون بیرون اومده و تصویری از گذشته ی خیلی دور ، جلوی چشمامون قرار گرفته. این اتفاق شبیه انتقال داده ها از دیسک سخت به حافظه Ram است. ساختار مغر انسان بسیار پیچیده است و با وجود تعداد فراوان سلولهای مغزی ، تقریبا" میشه با اطمینان گفت که تمامی رویدادها و خاطرات زندگی هر انسانی در طول دوره ی حیاتش در این سلولها ضبط و حفظ میشه و تنها چیزی که ممکنه آسیب ببینه ، قدرت انتقال این اطلاعات از سلولهای مغزی به حافظه ی آنی انسان است.

 

مغز انسان از دو نیمکره تشکیل شده. این دو نیمکره با یه تونل کوتاه  که از یه بافت مخصوص ساخته شده و دارای 300 میلیون رشته ی  عصبی است به هم متصل هستند. سحرگاه امروز در مورد خصوصیات این دو نیمکره و وظایفی که بر عهده دارند در اینترنت جستجو میکردم. در مقاله ای اومده بود که نیکره راست درک عواطف ، احساسات و عشق رو انجام میده و نیمکره چپ بیشتر به منطق توجه داره. بخش چپ مسئول عملیات اجرائی و بخش راست مسئول مهارتها و خلاقیتها است.....

 

شاید جالب باشه که بدونید برای چی موضوع دو نیمکره مغز برام در خور توجه شده. دو شب قبل ، موقع سحر (‌ که فقط رادیو گوش میکنم ) ، سخنران قبل از دعای سحر ، به موضوع همیشگی دو ملکی که بر شانه های راست و چپ ما قرار دارند و مسئول ثبت اعمال خوب و بد ما هستند اشاره کرد. حتما" همه این رو شنیدید. من هم از کودکی تا الان ، هزاران بار این سخن رو شنیدم و بعضی وقتها هم تلاش کردم تا یواشکی مشقها و طومارهای این دو رو ببینم تا متوجه بشم چه جوری دارن زیرآب ما رو میزنند!!

در دوران کودکی با خودم میگفتم آخه اینا این همه کاغذ رو از کجا میارن و کجا نگهداری میکنند؟ از این همه نوشتن خسته نمیشن؟ اصلا" اینا کار و زندگی ندارند که هی زیر چشمی دارند ما رو برانداز میکنند؟

 

دو شب پیش ، با شنیدن مجدد این حکایت ، ناخودآگاه به فکر مغز افتادم. آیا اون دو ملک ، تمثیلی از همین دو نیمکره ی مغز خود انسان هستند که تمام وقایع و خاطرات دوران زندگی ما رو در خودش ثبت و ضبط میکنه؟ آیا در قیامت که تمام اعمالمون رو به ما نشان خواهند داد ، فقط توانایی بازخوانی داده های ذخیره شده در مغز به ما اعطا میشه تا هر کدوم به یاد بیاریم که چکاره بودیم و چه کارهایی کردیم؟