تصمیم گرفته بودم که افطار پنج شنبه رو در بالای کوه صفه صرف کنم. میخواستم عکاسی هم انجام بدم ، برای همین با یه کوله پشتی حدود 10 کیلویی بعد از ظهر عازم کوه شدم. در همون اوایل راه ، بدنم از بابت حمل این بار حسابی گرم و داغ شده بود اما احساس ناراحتی نداشتم. بخش اولیه ی مسیر رو مثل همیشه به سرعت طی کردم اما در مسیر قله ، سرعتم رو کاهش دادم.

بالای کوه که رسیدم رفتم روی قله ی سمت راست. در قله ی سمت چپ ( که معمولا" اونجا میریم ) افرادی حضور داشتند اما در قله سمت راست کسی نبود. سه پایه ی عکاسی رو نصب کردم و چند تا عکس از تمام 360 درجه ی اطرافم گرفتم تا بعد اونها رو با نرم افزار به هم پیوند بدم و یه عکس پانوراما از مناظر کوه صفه تهیه کنم.

 

با استفاده از راهنمایی دوست ارجمندم جناب آقای محمد رحیمی 37 عکس از خورشید در حال غروب گرفتم. برای گرفتن این عکسها دوربین رو روی سه پایه مستقر کردم و بدون تغییر زوم و میدان دید ، این 37 عکس رو در فواصل زمانی 20 ثانیه ای گرفتم. بعدا" در منزل با استفاده از نرم افزارهای ویژه ی ساخت انیمیشن ، با این عکسها فیلمی 4 ثانیه ای تهیه کردم که کاهش تدریجی ارتفاع خورشید و حرکت ابرها رو نشون میداد. کار ساده و قشنگیه و میتونه استفاده های زیادی در آموزش داشته باشه.

 

افطار رو با تاخیر صرف کردم. راستش حضورم در کوه توی این وقت و ساعت برام دلچسب نشد. همون صعودهای دیر وقت بعد از افطار رو بیشتر میپسندم. با تاریک شدن هوا چند عکس دیگه هم گرفتم و برگشتم پایین. برای رفتن به مسجد و شرکت در مراسم احیا دو دل بودم اما در نهایت تصمیم گرفتم توی خونه بمونم. موقع سحر به عادت این ایام چند آیه از قرآن رو خوندم. در آیه ی 111 سوره توبه آمده است :

خدا از مومنان جانها و مالهایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ میکنند ، چه بکشند یا کشته شوند وعده ای که خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است به حق بر عهده ی اوست. و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ بدین خرید و فروخت که کرده اید شاد باشید که کامیابی بزرگی است.

بذل جان و مال..... کار راحتیه؟.... فکر نکنم..... اما تازه گر بشه اینکار رو کرد ، وارد یک معامله با خدا خواهیم شد ؛ فروختن جان و مال در مقابل خریدن بهشت. و خدا میفرماید " فاستبشروا ببیعکم " از این معامله شاد باشید.....

 

آیه ی بالا رو داشته باشید. حالا به آیه ی دیگری توجه کنید که سالها پیش ، پیر و مرشدم اشاره ای گذرا به اون کرد :

 

الله نور السموات والارض....... * فی بیوت اذن الله ان ترفع و ینکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدوّ والاصال * رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة یخافون یوما" تتقلب فیه القلوب و الابصار * - بخشی از آیه ی 35 و آیات 36 و 37 سوره ی نور

خدا نور آسمانها و زمین است..... * آن نور در خانه هایی است که خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا یاد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبیح گویند : * مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروختی از یاد خدا و نماز گذاردن و زکات دادن بازشان ندارد ، از روزی که دلها و دیدگان دگرگون میشوند هراسناکند *

 

در حالیکه خدا به گروهی که با جان و مال ، با او معامله کردند میفرماید از این معامله شاد باشید ، در مورد گروهی دیگر میفرماید هیچ معامله ای آنان را از یاد خدا و .... باز نمی دارد.

این آیه اشاره به چه کسانی داره؟ ....... من و امثال من که حتی توان نزدیک شدن به مرزهای گروه اول ( معامله گران با خدا ) رو نداریم ، چه درک و شناختی از گروه دوم میتونیم داشته باشیم؟..... بگذریم

 

عکس زیر رو دیشب در کوه صفه گرفتم : صورت فلکی عقرب بر فراز قله ی صفه. برای گرفتن این عکس حساسیت ISO رو روی 200 تنظیم کردم و با دیافراگم کاملا" باز 30 ثانیه نوردهی انجام دادم. سه پایه ای که همراهم بود ، تراز نداشت. کادرم کمی کج شده بود ( بخاطر تاریکی هوا چیزی از مونیتور دیده نمیشد تا بشه سه پایه رو میزون کرد ). برای همین با فتوشاپ ، کجی کادر رو اصلاح کردم.