امروز تصمیم گرفتم علاوه بر کوهپیمایی ، از مقارنه ی ماه و مشتری هم عکس بگیرم. برای همین 8 کیلو بار اضافی توی کوله پشتی جا دادم و از ساعت 16:30 حرکت رو شروع کردم. علیرغم این بار اضافی سعی کردم از سرعتم کم نکنم و در همون زمان معمول به بالای گردنه باد برسم. دیدن افرادی که مشغول سنگ نوردی بودند وسوسه ام کرد که بیشتر مسیر رو با سنگ نوردی برم بالا. بخش اول رو بخوبی و با سرعت طی کردم تا به آبشار رسیدم. بدون استراحت مسیر قله رو در پیش گرفتم اما چون افتادم پشت سر یه گروه که آهسته حرکت میکرد ( البته ظاهرا" همگی حرفه ای بودند و برای همین نرم حرکت میکردند ) مسیرم رو تغییر دادم تا از یه راه فرعی و باز هم با سنگ نوردی به تخت سیاوش برسم. یه مقداری که بالا رفتم به یه شکاف رسیدم که چندین بار از اون بالا رفته بودم. برای رسیدن به پایین شکاف ، یه چهار پنج متری رو باید از بین سنگهای بزرگ بالا میرفتم. در همون یکی دومتر اولیه ، دست راستم رو روی سنگ قرار دادم و نوک پنجه های دست چپ رو هم روی به جا دست باریک قفل کردم ، اما تا وزنم رو از پای راست به پای چپ منتقل کردم و با دستم چپم به سنگ فشار آوردم ، اون سنگ کوچیک از جاش کنده شد و تعادلم رو به هم زد.

 

خوشبختانه فقط یکی دو متر پایین اومدم و بخاطر درگیر بودن دست راستم با سنگها ، از ناحیه ی همین دست چند زخم و خراش کوچیک نصیبم شد. در لحظه ی افتادن سعی کردم با استفاده از پا ، بگونه ای پایین بیایم که فشار و ضربه ای به بدنم وارد نشه که خوشبختانه همینطور هم شد. من معمولا" هم سنگهای جای پا و هم جای دست رو چک میکنم و بعد به اونها فشار میارم. این شاید اولین بار بوده باشه که بدون کنترل ، به یه سنگ اطمینان میکردم. تجربه ی مفیدی بود ؛ باید بیشتر دقت کنم. خدا رو شکر که بخیر گذشت.

 

بدون توجه به مشکل پیش اومده از همون شکاف بالا رفتم و دقایقی بعد به قله رسیدم. خوردن یه چای داغ در هوایی که با تندباد سرد همراه بود خیلی چسبید. با اندکی استراحت و گرفتن چند عکس به پایین برگشتم. هوا دیگه داره سرد میشه و برای برگشت ، حتما" باید از پوشش گرم استفاده کرد

 

 

 

غروب خورشید

 

 

 

مقارنه ی ماه و مشتری

 

 

 

مقارنه ی ماه و مشتری بر فراز خرابه های دژ باستانی " شاه دژ "

 

 

 

هنوز دوست دارم با این نما کار کنم تا خاطرم راضی بشه....