خوب ؛ نوروز 86 هم با همون سرعتی که از راه رسیده بود به اتمام رسید. نوروز فرصت مناسبی برای دور هم بودن ، دید و بازدید ، گشت و گذار و کلی کارهای خوب و با مزه دیگه است. فقط بعضی وقتا این مهمون بازیش یه جورایی میشه. مثلا" توی یکی از این روزها برادر همسرم اومد دیدن ما ؛ بعد به اتفاق ایشون رفتیم منزل برادر دیگر همسرم ( نه برادر همسر دیگرم!!! ) و بعد دسته جمعی رفتیم خونه همون نفر اول که اومده بود خونه ی ما. البته چون تازه دیده بودیمش و هنوز دلمون براش تنگ نشده بود و برای اینکه یه تنوعی در میون باشه ، خودمون رو شام مهمون برادر خانومم کردیم!

یه سفر خیلی جمع و جور هم به تهرون داشتم. هم برای دیدار پدر و مادر و برادر و خواهرهام و هم پیگیری یه سفر زیارتی. نزدیک بود این سفر در همین فروردین ماه قسمتمون بشه اما نشد. شاید برای اینکه باور کنیم این سفر نیاز به یه دعوت ویژه و یه شور و حال انتظار خاص داره و اینجوری نیست که آدم سرش رو پایین بندازه و ییهو بار و بندیل سفر رو ببنده و راهی بشه. تا یار چه را خواهد و میلش به چه باشد.

من فرزند بزرگ خونوادمون هستم و رابطه بسیار گرمی با فرزندان برادر و خواهرام دارم. امسال با اونا رفتیم پارک ارم و بنا به درخواست بچه ها سوار ماشین برقی شدم. بچه های خواهرم نه که دائیشون رو بسیار دوست دارند ، با همکاری یکی از فرزندانم همچین از سه طرف با ماشین برقی به ماشین من کوبیدند که من فلک زده کمردرد شدیدی گرفتم و تا چند روز دائم الرکوع شدم. بچه ها کلی از اجرای این نقشه ذوق کرده بودند ولی وقتی منو با اون حال روز دیدن هی میگفتن دائی ، دائی جون ، حلالمون کن دیگه!!! من هم با آه و ناله میگفتم 30 تومن وشه.....

شاید تلخترین روز این ایام برای من ، همون روز اول فروردین ماه بود که به فریدن رفتم و در جای جای اون ، خاطرات شیرین پدر همسرم جلوی دیدگانم قرار میگرفت. توی اون یکی دو روز مرتب این شعر رو زمزمه میکردم که :

عجب رسمیه ، رسم زمونه

قصه ی برگ و باد خزونه

میرن آدما ، از اونا فقط

خاطره هاشون بجا می مونه

امروز هم که 14 فروردین رسیده و به امید خدا آستین بالا زدیم برای شروع یه سال کاری جدید. در این سال نو برنامه های مفصل و سنگینی در نظر دارم انجام بدم ؛ هم در محیط کار و اداره ، هم در خونه و هم در زمینه رویت هلال ماه. آرزو دارم اگه عمری برام باقی موند و تونستم نوروز 87 رو ببینم ، از عملکردم در سال 86 و دستاوردهای اون راضی باشم.

یا علی مدد. برو که رفتیم....