سحرگاهان امروز از خواب بیدار شدم و وسایل کوهپیماییم رو جمع و جور کردم و زدم بیرون. 4:45 کوهپیمایی رو شروع کردم و تقریبا" 1 ساعت بعد به قله رسیدم. موقع بالا رفتن مثل همیشه یه تک تی شرت تنم بود اما بخاطر باد سردی که روی قله می وزید ، در ابتدا کاپشن ورزشی و بعد بادگیر تنم کردم تا سرما نخورم. نماز صبح رو روی قله خوندم. دو فنجون نسکافه ی داغ و خرما بدنم رو گرمتر کرد.

منتظر طلوع خورشید بودم. آسمون در نزدیک افق صاف بود اما کمی بالاتر ابرهای ضخیمی قرار گرفته بودند. در فصل پاییز و زمستون بخاطر وجود رطوبت ، اگه هوا صاف باشه خورشید به رنگ بسیار زیبایی طلوع یا غروب میکنه. لطف الهی شامل حالم شد تا امروز صبح ، یکی از زیباترین طلوع های ماهها اخیر( و بلکه سالهای اخیر ) رو شاهد باشم. فوق العاده رویایی بود....

 

 

 

 

 

این نمایش رویایی فقط چند دقیقه ادامه داشت. بعد از اون رنگ خورشید کدر شد و در پشت ابرها ناپدید. بی ربط نگفتند که : سحرخیز باش تا کام روا گردی لبخند