حیات اصفهان به زاینده رود و حیات زاینده رود به آب است. چند روزی است که بار دیگر فضای شهر اصفهان آکنده از صدای غلطیدن آب در بستر زاینده رود شده است. این بزرگترین رودخانه مرکزی ایران بارها و بارها کم آبی و خشکی را تجربه کرده است اما اینبار دلیل خشکی آن فقط کاهش نزولات آسمانی نیست. سخنرانان همایشی که چندی قبل در اصفهان برگزار شده بود عنوان کردند که بدلیل مجوزهای بی حد و حسابی که در یکی از سفرهای استانی دولت نهم صادر شده ، تعداد بسیار زیادی موتور آب در بالا دست زاینده رود ( حد فاصل سد تا مرز استان اصفهان ) نصب شده و بطور مدام ، آب زاینده رود را به کوهپایه ها میبرند تا نهالهایی را آبیاری کنند که سالیان طولانی برای به ثمر رسیدن آن باید منتظر ماند و در همین زمان کشاورزی استان اصفهان ( بخصوص باغات و درختان کهنسال مسیر رودخانه ) در شرف نابودی کامل است.

 

جنجال بر سر چگونگی تقسیم آب زاینده رود ، موضوع جدیدی نیست. در زمان صفویه ، شیخ بهایی طوماری را در این خصوص تنظیم کرده بود که تا سالیان طولانی ملاک تقسیم آب بین شهرها و زارعان حاشیه ی زاینده رود بود. مصوبات دولت اما ، بدون توجه به ظرایف این کار دقیق ، حساس و پر تنش ، باعث شد که بار سیاسی نیز مزید بر علت شده و تنش بین دو استان چهارمحال و بختیاری و اصفهان ایجاد شود. به نظر میرسد حتی اگر در سال آبی جدید ، بارندگی کافی هم داشته باشیم ، باز هم بدلیل فقدان مدیریت مناسب در توزیع و استفاده منابع آبی ، مشکل زاینده رود حل نخواهد شد.

 

 

 

عدالت ، شعار محوری دولتمردان کنونی کشور است. امیدوارم این عدالت به معنای توزیع یکنواخت و عادلانه ی رفاه ، شور زندگی و امید در کشور باشد و نه توزیع عادلانه ی فقر ، بدبختی و یأس