هفته ی گذشته بیشتر در سفر بودم. مسافرتی به مشهد ، تهران و تبریز. برنامه های فشرده ای برای مشورت با همکارانم در شهرداریهای مشهد و تبریز داشتم. تغییراتی که در مورد روش حسابداری شهرداری در پیش رو داریم باعث شده تا اینگونه مشورتها در سطح کلانشهرهای کشور لازم و ضروری بشه.

 

روز پنجشنبه نصحیت یه بزرگی رو گوش دادم که توصیه میکردند اگر دامنه و تنوع فعالیتها رو بی حساب گسترش بدیم ممکنه بتونیم در هر رشته و کاری ، دستی بر آتش داشته باشیم اما به احتمال زیاد هرگز نخواهیم تونست در یک یا چند تا از این فعالیتها به قله ی افتخار برسیم. این نصیحت بسیار مدبرانه و حاصل تجربیات فراوان ایشون بود. من تا بحال سعی کردم چنین روشی داشته باشم. توی کار اداری با اینکه پیشنهادهای متعددی در مورد فعالیت در شاخه های مختلف داشتم اما فقط به حسابداری پرداختم. وقتی وارد عرصه ی نجوم شدم ، خیلی زود تمام تمرکزم رو روی رویت هلال قرار دادم و دست از بقیه ی شاخه های نجوم آماتوری کشیدم. در مورد سایر فعالیتهام هم سعی دارم همین توصیه رو آویزه ی گوش کنم.

 

جمعه روز تولدم بود. خیلی دوست داشتم در بین مجموعه عکسهایی که گرفتم یکی رو به همین مناسبت توی وبلاگ قرار بدم. وقتی سراغ کامپیوترم رفتم متوجه شدم که یه ویروس خطرناک به عنوان مهمان ناخونده و شاید هم کادوی تولد! اومده داخل سیستم. در همین چند روز که نبودم ظاهرا" فرزندانم از سی دی هایی استفاده کردند که آلوده بوده. این ویروس بخشی از آرشیو عکسهام رو آلوده کرده و فرمت اونها رو به exe تغییر داده بود. حجم عکس هم از 3 مگا بایت به 260 کیلو بایت رسیده بود. اگر فرمت فایل رو تغییر میدادم و یا اسمش رو عوض میکردم هم ، عکس دیگه غیر قابل رویت میشد. متاسفانه هیچ فایل پشتیبانی از بخشی از عکسهام نداشتم. معمولا" هر وقت حجم عکسها به اندازه ی یه سی دی میرسه ، دو کپی از اونها تهیه کرده و در محل مطمئنی نگهداری میکنم اما چند ماه بود که اینکار به تعویق افتاده بود. با برادرم که در امور کامپیوتری خیلی وارده تماس گرفتم. خوشبختانه از طریق یه روش کمی وقتگیر تونستم ویروس رو دور بزنم و یه کپی از عکسهام تهیه کنم. این ویروس با نام ASK عمل میکنه. برای برگشت عکسهای آلوده ، باید عکسی که حالا فرمتش exe شده رو باز کنیم ، وارد بخش edit‌ بشیم و در محیط Paint و با استفاده از گزینه ی Save As یه کپی با فرمت bmp بگیریم. وقتی میخوایم این کپی رو به کامپیوتر دیگه ای منتقل کنیم حتما" باید از آنتی ویروس استفاده کرد.

 

در روز تولدم مثل همیشه مورد لطف همسر و فرزندانم قرار گرفتم. خوشبختانه کانون خانوادگی ما مثل همون روزهای اول ، گرم و صمیمی است. مثل هر زندگی دیگه ، نوسانات و بالا پایین هایی داشتیم اما استحکام روابط خانوادگی ما اونقدر زیاده که حتی همین نوسانات هم باعث نزدیک شدن بیشتر ما به همدیگه شده.

در این روز پیامهای متعددی هم از سوی بستگان ، همکاران و دوستانم دریافت کردم که یکی از اونها ، پیامی از کنار خانه ی خدا در مکه مکرمه بود. با خوندن هر نامه یا هر پیام ، کلی انرژی مثبت میگرفتم. خداوند متعال رو شاکرم که چنین دوستان و همراهانی نصیبم کرده.

 

روز شنبه بلافاصله پس از پایان کارم عازم کوه صفه شدم. بنا بود همراه با مربی و دیگر همراهان از مسیری به نام قاراپت به قله صعود کنیم. این مسیر دو سه بخش فنی داره اما ادامه ی اون اونقدر زیبا و پرکشش بود که حس میکردم در طول این یک سال و نیم تا بحال به کوه صفه نیومده بودم. حدود 1 ساعت و 20 دقیقه طول کشید تا از ورودی صفه به قله رسیدیم. باید دو سه بار دیگه این مسیر رو با مربی برم تا کاملا" مسیر رو حفظ بشم و بعد بتونم تنهایی اون رو طی کنم.