آموزشهای کار با طناب رو دارم مرحله به مرحله طی میکنم. دیروز و در چهارمین جلسه ، صعود از مسیر صعب العبور ، فرود از دیواره و حرکت روی کابل فولادی رو تمرین کردم. در هر جلسه ی آموزش ، تمرینات قبلی رو با تغییرات جدید انجام میدیم.

 

در دو جلسه ی قبلی ، صعود از مسیر صعب العبور رو با همراهی طناب حمایت از بالا انجام دادیم. مربی و یا دستیار مربی به بالای صخره میرفت ، طناب رو در کارگاه محکم میکرد و اون رو مینداخت پایین. ما هم سر طناب رو به تونیک گره میزدیم. وقتی طناب فیکس و محکم میشد ، صعود میکردیم. این روش رو دو بار تمرین کرده بودیم. اما دیروز از روش حمایت از پایین استفاده شد. در این روش ما باید با اتکا به توانایی جسمی و فنی خودمون صعود کنیم. تقریبا" در فواصل دو متری ، حلقه هایی روی بدنه صخره نصب شده بود. با رسیدن به هر حلقه باید یه اسلینگ رو از کمربندمون باز میکردم و اون رو مینداختیم توی حلقه و بعد طناب حمایت رو داخل اسلینگ قرار میدادم. با قرار گرفتن طناب در اسلینگ ، نفری که در پایین مسیر ایستاده بود میتونست ما رو حمایت کنه. خطر این مدل صعود از زمان عبور از یک اسلینگ تا رسیدن به اسلینگ بعدی است. در قسمتهایی که مسیر سخت تر میشد ، فاصله ی اسلینگها هم کم بود. اما حتی یه فاصله ی یک متری هم میتونست باعث سقوطی 2 تا 2.5 متری بشه. با اینکه این ارتفاع سقوط خیلی نیست اما برخورد کوهنورد با سنگ میتونه باعث جراحت شدید و در مواردی مرگ بشه. شاید همین ریسک و خطر باعث شد تا دیروز مسیر رو با دقت بسیار بیشتر بالا برم. دیروز دو بار این صعود رو انجام دادم. البته در بار اول یک نفر قبل از من مسیر رو رفته بود و اسلینگها نصب بود و من فقط باید با رسیدن به اونها طناب حمایت رو داخلشون قرار میدادم. در صعود دوم ، بعنوان آخرین نفر ، باید با عبور از هر اسلینگ ، اون رو از حلقه در می آوردم و به خودم میبستم و می آوردم پایین. در جلسه ی بعدی بنا است نصب اسلینگ رو من انجام بدم.

 

فرود از دیواره دیگر تمرین دیروز بود. در اولین جلسه ، فرود همراه مربی انجام شد. در جلسه ی دوم ، فرود بدون مربی و با طناب حمایت انجام گرفت. در جلسه ی سوم ، فرود بدون مربی و بدون طناب حمایت بود اما مربی نحوه ی بستن تجهیزات و گره ها رو کنترل میکرد. اما دیروز دیگه مربی در کار نبود! خودمون باید میرفتیم بالای دیواره و طناب رو وصل میکردیم و می اومدیم پایین. این فرود رو دوبار تمرین کردم. البته کارگاه فرود توسط مربی نصب شده بود. در جلسات بعدی باید خودمون کارگاه رو بریزیم و هر کسی هم باید با کارگاه خودش ، بیاد پایین ( یاد پل ورسک می افتم که ظاهرا" دستور داده بودند سازنده ی پل خودش بعنوان اولین نفر با قطار از روی پل عبور کنه تا بقیه مطمئن بشن خطری در کار نیست!)

 

مرحله ی آخر حرکت بر روی کابل فولادی بود. یه قرقره فولادی ، یه حمایت اضافی و یه طناب 60 متری به من وصل شد. شیب ملایم این کابل فولادی باعث میشد که این 60 متر رو در عرض چند ثانیه و بسرعت طی کنم. در جلسه ی قبل دو بار این کار رو انجام داده بودم اما دیروز دستام خسته بود و فقط یه بار رفتم. وقتی با تموم شدن طناب ، قرقره از حرکت ایستاد دیدم که بلبرینگ قرقره دقیقا" روی کابل نبوده! پاهام رو انداختم روی کابل و با آزاد شدن قرقره ، مشکل رو برطرف کردم. برای برگشت باید با کمک دستها به عقب برگردیم. آخرهای مسیر برگشت بدلیل سربالایی شدن ، فشار زیادی به دستها وارد میشه. در جلسات بعد ، برگشت به عقب نخواهیم داشت و باید با استفاده از طنابی که روی کابل فولادی نصب میشه بصورت عمودی فرود بیاییم. بخش حساس اینکار ، جدا شدن از قرقره و وصل شدن به طناب فرود خواهد بود که باید با نهایت دقت انجام بشه. احتمالا" در بار اول از یه طناب حمایت هم استفاده میکنیم.

 

من تصمیم ندارم یه کوهنورد حرفه ای بشم اما فکر میکنم دونستن نحوه ی استفاده از تجهیزات و یاد گرفتن فنون کوهنوردی برای هر علاقمند به کوه و کوهنوردی لازم و ضروری باشه. خدا رو چه دیدی ، شاید یه روزی یکی از این وسایل یا یکی از این تکنیکها بتونه جون خودم یا دیگران رو از مرگ حتمی نجات بده.