در هشتمین جلسه ی کار با طناب ، موقع یکی دیگه از آزمونهای مهم رسیده بود. دیروز وقتی به محل تمرین رسیدیم همراه با مربی و با همراه داشتن یه طناب 60 متری و سایر تجهیزات به بالای صخره و محل کارگاه رفتیم. اونجا مربی نشست و گفت : امروز باید کارگاه رو آماده کنی و اول هم خودت میری پایین تا بقیه مطمئن بشن خطری اونها رو تهدید نمیکنه!!

 

بخاطر آموزش خوبی که دیده بودم ، اینکار رو سریع و البته با دقت و وسواس انجام دادم. ابتدا طناب رو بازرسی (‌واخوانی ) کردم تا مطمئن بشم پارگی و زدگی نداره. بعد یه سر طناب رو از دو حلقه ی فولادی که با دو رشته سیم بکسل به رولهایی که روی سنگ نصب شده بودند رد کردم و سپس دو سر طناب رو در کنار هم قرار دادم و اون رو دسته کردم. اینکار باعث میشد که طناب دو رشته ای بشه و گره ای که در آخر کار باید بزنم دقیقا" در وسط طناب زده بشه. برای متصل کردن طناب به رولها ، یه گره 8 دوبل زدم و با استفاده از دو کاربین آهنی هر یک از حلقه های ایجاد شده در طناب رو به رولها وصل کردم و تمام.

طناب دسته شده رو در دست راست گرفتم و با دستم چپم کارگاه رو محکم چسبیدم ( این کار برای این انجام میشه که مبادا بخاطر پیچیده شدن طناب به دور پا ، در موقع پایین انداختن طناب ، خود کوهنورد هم به پایین کشیده بشه و سقوط کنه ). با صدای بلند گفتم " طناب " و اون رو انداختم پایین. پایین انداختن طناب حتما" باید با صدای بلند اعلام بشه تا یه موقع خود طناب و یا سنگهایی که ممکنه در اثر برخورد طناب با دیواره ی کوه به پایین پرتاب بشه ، به کسی برخورد نکنه.

 

تمام کار رو دوباره چک کردم و طناب رو به 8 و کاربینم وصل کردم. مربی کارم رو با دقت میدید. یکی دو تا ریزه کاری هم یادم دادند. پرسیدم حالا میتونم برم پایین؟ گفتند : خودت میدونی! اگر سالم رسیدی پایین معنیش اینه که کارت رو خوب انجام دادی!

 

برای آخرین بار تونیک و کاربین و اتصالات رو کنترل کردم و سریع رفتم پایین. دیروز 5 بار فرود رو انجام دادم. در آخرین بار اتصال طناب به کارگاه دیگه با گره و کارابین آهن نبود بلکه فقط همون دو حلقه ی فولادی ، نگهدارنده ی طناب بودند. اینکار زمانی انجام میشه که بعد از فرود بخواهیم طناب رو پایین کشیده و جمع کنیم. فرود در این وضعیت ، تفاوتی با فرودهای دیگه نداره و فقط باید مواظب باشیم که فشار ناگهانی و شوک به طناب وارد نشه چرا که فشار بسیار زیادی روی بخش باریکی از طناب ( محل فشار حلقه ها به طناب ) وجود داره و ممکنه بخاطر یه شوک ناگهانی ، طناب پاره بشه و ..... فرود آخر رو خیلی نرم و یکنواخت انجام دادم. با کشیدن یکی از دورشته ی طناب ، اون رو از دو حلقه ی بالای کارگاه خارج کردم.

 

دیروز برای اولین بار سنگنوردی هم کردم ( از این مدلها که مرتب به دستشون پودر میزنند و از سنگهایی با شیب تند و یا شیب منفی بالا میرن ). دفعه ی اول که بالا رفتم ، بخش انتهایی مسیر رو که دور زدن روی نوک یه کلاهک بود و خیلی هم فنی ، انجام ندادم. دوست نداشتم روی اسلینگ پاندول بشم ( عقب نشینی کردن همیشه به معنای شکست خوردن نیست بلکه خیلی وقتها زمینه ی پیروزیهای بعدی رو فراهم میکنه ). اومدم پایین و چند دقیقه بعد دوباره رفتم بالا. قبل از دور زدن کلاهک قدری به دستها استراحت دادم و سپس با راهنمایی حمایت کننده ی پایین ، این کلاهک رو دور زدم. دستام کمی عرق کرده بود و نزدیک بود روی سنگ لیز بخوره اما با سرعت عملی که در جابجایی دستام داشتم ، خوشبختانه لیز نخوردم و مسیر رو به آخر رسوندم.

انجام این حرکت اعتماد به نفس بسیار زیادی برام بوجود آورد. شاید اگر عمری برام باقی باشه ، در طول روزها و ماهها و سالهای آینده حتی یه بار هم نیاز نباشه که چنین مسیرهای دشواری رو برم اما همین اندازه که اراده ی انجام اینکار رو در خودم بوجود آوردم برام کافیه. از این اراده میشه در خیلی جاهای دیگه و در زندگی روزمره استفاده کرد.