مرتب می نویسم و پاک میکنم ، می نویسم و پاک میکنم.....

 

در دانشگاه تهران گروههای مختلف که گرایشهای سیاسی متفاوتی دارند بجای گفتگو ، بحث و نقد علمی ، روی در روی یکدیگر قرار گرفته و نفرین مرگ را نثار هم میکنند......

در مجلس شورای اسلامی ( که منطقا" میبایست محل بحث نخبگان جامعه باشد ) هواداران طیفهای سیاسی مختلف با بدترین الفاظ و روشها نسبت به هواداران طیف مقابل واکنش نشان میدهند.....

برخی دولتمردان ( در بخشهای مختلف اجرائی ، قانونگذاری و قضایی ) هر گونه انتقادی را مساوی با دشمنی تلقی کرده و با انتقادگر همانند کافر حربی برخورد میکنند.....

 

چه بر سر جامعه ی ما آمده است؟ چرا اینقدر نسبت به هم کم تحمل شده ایم؟ چرا اینقدر مرگ یکدیگر را آرزو داریم؟ چرا عادت نکرده ایم که حرف مخالف را بشنویم؟ چرا بلد نیستم وقتی انتقادات بی موردی مطرح میشود ، با بیانی مستدل و مودبانه و در کمال آرامش پاسخ دهیم؟ چرا وقتی انتقاد بحقی مطرح میشود پذیرای آن نیستیم؟ چرا ... چرا... چرا ... و هزار چرای دیگر....

 

بزرگان کشور باید هر چه سریعتر فکری به حال وضع موجود بکنند. ادامه این وضعیت ، شکاف بین مردم را عمیقتر کرده و خدای ناکرده تبعات سنگینی برای ایران عزیز در پی خواهد داشت. بی تردید تدبیر مورد نیاز از نوع ملاطفت و آشتی است.....