خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

شبیه بارش فریادها با ذکر « یا رب » ها

عطش می ریخت بر روی زمین از خشکی لب ها

 

زمین می سوخت در تب ، عاشقان در تاب بی تابی

تماشایی است طرز سوختن در تاب ها تب ها

 

چه دشتی بود : غرق داغ ، غرق درد ، غرق خون

تمام دشت وصف گوشه ای از حال زینب ها

 

جهان با آخ های استخوان ها زیر و رو می شد

چه قاسم ها که افتادند زیر پای مرکب ها

 

عسل ها مات از شیرینی شهد شهادت ها

که « احلی من عسل » ها عاجزند از شرح مطلب ها

 

 قلم ها سال ها نام تو را دارند می گریند

فدای مصحف خونین تو خون مرکب ها...

 

شعر از : صادق کریمی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ