غروب یازدهم محرم..... در سال 61 هجری قمری و در چنین وقت و ساعتی ، آل الله و خاندان عصمت و طهارت به ریسمان اسارت بسته شده و سوار بر شتران بی جهاز ، از کربلا به سوی کوفه حرکت داده شدند ( منتهی الآمال – ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیه )

 

در شب عاشورای امسال توفیق پیدا کردم تا در تهران شنونده ی بیانات پیر و مرشد و استادم باشم. ایشان در بخشی از فرمایشات خود حکایت زیر را بیان فرمودند که عینا" از فایل ضبط شده پیاده کرده ام. این حکایت را امشب در این کلبه ی درویشی مینویسم و از همه ی خوانندگان آن التماس دعا دارم.

 

مرحوم آیت الله .... نهاوندی نقل میکنه مینویسد که مرحوم آقا شیخ ابراهیم  صاحب الزمانی برای من گفت که روضه خوانی بود در تبریز ( سید اکبر ترک ) که مرد خیلی متدینی بود ، از اوثق ناس بوده که او برای من نقل کرد و گفت :

خواب دیدم آقا امام زمان (عج) را ، از حضرتشان پرسیدم :سیدی و مولای  ؛ این کجای مصیبت کربلاست که شما ( در باره ی آن ) فرموده اید اگر اشک چشمم خشک شود خون از دیده جاری میکنم؟ سید اکبر ترک میگوید برای اینکه از خودم هنری نشون بدم و بگم من هم میدونم ، عرض کردم مربوط به شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام است؟

فرمودند : شهادت علی اکبر مصیبت عظیمی است ، اما اگر عمویم علی اکبر هم بود ، خون گریه میکرد.

عرض کردم آقا ؛ مصیبت شهادت جناب قمر بنی هاشم علیه السلام است؟

فرمودند : آن مصیبت هم خیلی بزرگ بود اما اگر عمویم ابالفضل العباس هم بود ، خون گریه میکرد

گفتم سیدی و مولای ؛ آیا مصیبت شهادت خود آقا اباعبدالله علیه السلام است؟

فرمودند : اگر جد بزرگوارم حسین هم بود ، خون گریه میکرد

گفتم آقا ؛ پس کجای مصیبت است؟

فرمودند : مصیبت اسارت....