نسبت به گذشته تسلط بیشتری در استفاده از ابزار سنگنوردی پیدا کرده ام. دیروز کار نصب اسلینگها در کارگاه سنگ رو انجام دادم ، دو فرود از صخره داشتم و در پایان هم اسلینگهایی رو که نصب کرده بودم ، جمع کردم. تا چند سال پیش وقتی در تلویزیون سنگنوردان رو میدیدم که قبل از بالا رفتن از صخره های مصنوعی ، کنار صخره می ایستند و بسرعت مسیر صعود و نحوه ی حرکت دادن دستها رو تمرین میکنند ، فکر میکردم اینکار بیشتر به یه فیگور شبیه است. اما دیروز متوجه شدم که بررسی مسیر و تفکر قبلی در مورد کارهایی که باید روی سنگ انجام بدی ، تاثیر بسیار مثبتی در اجرای صحیح و سریع سنگنوردی داره.

دیروز 6 اسلینگ ( در 5 کارگاه ) نصب کرده بودم. در جلسات قبل ، از آخرین اسلینگ شروع به جمع کردن میکردیم اما همون تفکر پیش از اجرای برنامه باعث شد تا جمع کردن اسلینگها اینگونه انجام بشه :

-         صعود و باز کردن اسلینگ 1

-         صعود و باز کردن اسلینگ 2

-         صعود و حرکت تا انتهای مسیر ، خود حمایت ، باز کردن اسلینگ 5 و 6 ( از یک کارگاه )

-         برگشت قسمتی از مسیر ، خود حمایت ، باز کردن اسلینگ 4 و 3

-         باز کردن طناب حمایت ، عبور دادن طناب از حلقه ی فرود ، گره 8 تعقیبی بر صندلی فرود ( و یا گره 8 ساده با استفاده از کارابین )

-         کنترل گره ها ، باز کردن خود حمایت ، فرود

 

در تمرین دیروز علاوه بر 4 نفر آقایون ، 2 نفر از خانمها هم مسیر سنگنوردی رو طی کردند. اونها تا رسیدن به انتهای مسیر فقط 1 متر دیگه رو باید ادامه بدهند. عبور از این 1 متر به خاطر وجود طناب حمایت ، یه کم دشوار میشه چرا که در هنگام چرخش روی برآمدگی صخره ، باید با یک دست خودمون رو روی سنگ ( در حالی که پاها کاملا" خم شده و جای پای مستحکمی هم وجود نداره ) نگه داریم و دست دیگه رو بسرعت از طناب عبور بدیم. جای دست هم بصورتی است که اگر دست عرق کرده و یا انرژی دست تحلیل رفته باشه ، احتمال رها شدن دست و پاندول شدن وجود داره. برای همین ، همه در این بخش یه کم دچار استرس پاندول شدن میشیم. تمرین بیشتر و بیشتر باعث میشه که بتدریج بر این استرس غلبه کنیم و با اطمینان خاطر این قسمت مسیر رو هم پشت سر بذاریم.

 

این روزها هر جا که میری بحث های سیاسی روز داغ داغ دنبال میشه. جامعه بیش از حد دچار سیاست زدگی شده که اثرش رو میشه به وضوح در بازار کسب و کار ، اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست خارجی و .... مشاهده کرد. هر گونه حرف و پیشنهادی که برای حل مشکل موجود مطرح میشه بلافاصله از سوی انواع و اقسام جناحها ( از هر دو طرف ) مورد حمله و نکوهش و تکفیر قرار میگیره. بعضیها هم توی این وانفسای مشکلات سیاسی ، تصمیم میگیرند کارهایی انجام بدهند که به قول حضرت آیت الله مظاهری ، مثل ریختن بنزین بر روی آتش است.

فکر میکنم در جمع مبلغین ایام محرم بود که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی در ارتباط با دولت ، طیفهای موجود در جامعه را به سه دسته تقسیم فرمودند ؛ موافقین ، منتقدین و مخالفین. ایشان بیان داشتند که از منتقد ( که با ابزار قانونی و از سر خیر خواهی برای نظام و مردم منتقد دولت است ) باید استقبال نمود.

 

باید پذیرفت که اگر فضای نقد و نقادی فراهم نباشد جمعیت منتقدین ممکن است به جرگه ی مخالفین بپیوندند و مخالفین ، معاند شوند. هنر دولتمردان در این است که معاندین را به مخالف ، مخالفین را به منتقد و منتقدین را به موافق تبدیل کنند و این مهم جز با افزایش آستانه ی تحمل و صبر و بردباری و نیز آماده بودن برای شنیدن نظر منتقدین و پذیرش نقد های صحیح و اصولی میسر نمی شود.