در ایام محرم که تهران بودم یکی از دوستان داشت با یه نفر دیگه در مورد موضوعات فلسفی صحبت میکرد. اگه بخوام تیتروار حرفهاش رو بازگویی کنم ، خلاصه اش این میشه که :

-         صفات خدا از ذات خدا جدا نیست

-         چون ذات خدا ازلی و ابدی است ، پس صفات خدا هم ازلی و ابدی است

-         صفات خدا وقتی که ظهور داشته باشه ، معنا داره ( مثلا" اگه میگیم خدا خالق است ، خالقیت زمانی معنا پیدا میکنه که خلقی وجود داشته باشه )

-         چون صفت خلاقیت خدا ازلی و ابدی است ، پس مخلوقات هم از ازل بوده اند و تا ابد هم خواهند بود

 

بحث دوستان وقتی به اینجا رسید ، این رفیق ما نقل قولی رو مطرح کرد که تمام احوالات این دنیا با فرا رسیدن روز قیامت و تعیین تکلیف بندگان الهی به پایان میرسه و به تعبیری ، یک پرونده از خلقت بسته میشه و سپس مجددا" پرونده ی جدیدی گشوده میشه ؛ یه خلق جدید ، یه دنیای جدید و یه قیامت جدید. ایشون میگفت این سیکل مرتب تکرار میشه.

 

این حرفا خیلی شبیه به بعضی نظریه های علم فیزیک است که میگه از زمان انفجار بزرگ تا کنون ، جهان در حال انبساط است اما بلاخره روزی خواهد رسید که این انبساط متوقف شده و از آن پس ، انقباض عالم آغاز خواهد شد. این انقباض آنقدر ادامه پیدا میکند که تمام عالم ( در تئوری ) در یک نقطه متراکم شده و سپس ، انفجار بزرگی دیگر ، جهانی دیگر و انبساطی دیگر. این فرضیه ها میگوید این سیکل هم مرتب تکرار خواهد شد.

 

با اینکه بر اساس نظریه های فیزیکی ، هر دوره از این سیکلهای تکرار شونده دهها میلیارد سال به طول می انجامد و عمر یک انسان ( حداکثر 100 سال ) اصلا" در این بازه ی طولانی به حساب نمی آید ، اما برایم جای سوال است که اگر این چرخه ها واقعیت داشته باشد ، کدام حکمت الهی و کدام هدف غایی باعث پیدایش و تکرار و تداوم پیدایش این عالم شده است؟

آیا وجود ما ، وجود این همه خوبی ، وجود این همه بدی ( از منظر ما انسانها ) فقط و فقط بخاطر این است که صفات خدا از ذات خدا جدا نیست و خلاقیت خدا ازلی و ابدی است و برای ظهور این خلاقیت ، باید مرتبا" پرونده هایی از خلقت گشوده شود؟

 

وقتی به عظمت و ظرایف این عالم مینگرم ، به باور میرسم که کسی آن را بوجود آورده و هدایت میکند اما دریا دریا معما در مورد علت و چرایی این خلقت وجود دارد که کسی را یارای پاسخگویی به آن نیست...... نقطه ، سر خط.